Blogchin1

Friday, June 8, 2007

وبلاگستان و دستگیری فعالین زنان

توضیح: در پی دستگیری تعدادی از فعالین حقوق زن خیلی از وبلاگ ها این خبر را پوشش دادن. تا جایی که بتونم لینک این نوشته ها را خواهم گذاشت. شما هم به اطلاع رسانی کمک کنید..

جنبش زنان از بند 209 عبور خواهد کرد: پرتره ای از پروین اردلان / مهرانگیز کار
در ایران چه خبر است؟ آن غیرت و مردانگی که گاهی در فرهنگ ایرانی بار خاطر زنان می شد، اما در هر حال پناهگاه ارزش های اخلاقی و حفظ کرامت و امنیت زنان هم بود کجا رفته است؟ زن را چه کسانی حقیر و ذلیل می خواهند و چرا؟


تردد مینی بوس های همبستگی در خیابان های تهران!!! / زنستان
یکشنبه 13 اسفند، مامورینی که به دستگیری 33نفر از فعالان جنبش زنان اقدام کردند خود ندانستند که باتردد مینی بوسها درخیابان های شهر، مردم تهران رابه تماشای نمایش همبستگی فعالان جنبش زنان میهمان کردند.

من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم... / بلوط
من هیچکدوم از آدمهای این عکسها رو ندیدم. هیچکدوم. اما با خیلی ها حرف زدم. با خیلی ها خندیدم. درد خیلی ها رو حس کردم. خیلی ها رو خوندم. خیلی ها الگو شدن. خیلی ها خواهر شدن. عکسهای آرش شکوند منی رو که از دیشب هی به خودم نهیب زدم اشک نریز. اشک نریز.

عکس‌های تعدادی از زنان بازداشت شده در تجمع مسالمت آمیز امروز صبح مقابل دادگاه انقلاب- بخش اول / کسوف
عکس‌های تعدادی از زنان بازداشت شده در تجمع مسالمت آمیز امروز صبح مقابل دادگاه انقلاب- بخش دوم / کسوف

یک خبر خوش! / نامه های ایرونی
خوب! با این خبرهای خوب خوب، روز جهانی زن را به زنان میهن مقدس تبریک می گوییم!

بیانیه شماره دو خانواده های بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز مقابل دادگاه انقلاب / امشاسپندان
با گذشت بیست و چهار ساعت از دستگیری سی و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده های آنهاهمچنان درنگرانی و بی خبری از وضعیت عزیزانمان به سر میبریم.

دستگيري گسترده زنان در برابر دادگاه انقلاب / حرفه؛ خبرنگار
اين همه هول و خشم و غضب از سوي حكومت اسلامي در قبال فعاليت هاي زنان تنها براي اين است كه به سياست هاي پدرسالارانه و تفاسير ناصواب از دين اعتراض دارند ؟ تنها براي اين است كه محقق شدن عدالت جنسيتي را در جامعه دنبال مي كنند و ابتدايي ترين حقوق انساني خود را مي خواهند ؟

از یادداشت های شهر دور، خیلی دور / خورشید خانوم
می گم بنویسین. می گه حرف نزن دیگه دارم می میرم. می گم بنویسین. می گه که چی بشه؟ اصلا من به آینده چشم ندارم. می گم لااقل واسه ما که داریم این بیرون می میریم بنویسین. می گه "آهای ملت ایران..." بعد می خندیم. نگاهش خاکستری شده. می دونم که بیشتر از ما می فهمه چی شده و عمق نگرانی اش از جنس دیگه ایه. می گم بنویسین تو رو خدا...

8 مارس نزديك است... / روزمزه گی ها
8 مارس نزديك است، اما حكومت مردان ايران نشان داده اند كه در برخورد با زنان هيچ تسامح و تساهلي قايل نيستند. مي زنند و مي برند. پليس زن را هم براي برخورد با زنان فعال سياسي و اجتماعي تربيت كرده اند.
8 مارس نزديك است و من اميدوارم كه دوستان بازداشت شده روز جهاني زن را خارج از چهارديواري منفور زندان اوين جشن بگيرند.

بازداشت زنان در مقابل دادگاه انقلاب / روزمرگی ها
هنوز چند روز مانده به روز جهاني زن باز هم هجوم عليه زنان آغاز شد...

Sunday, March 04, 2007 / سیبیل طلا
وسط این همه چهره های دوست ها و آشنايان چهره يک معلمِ قديمی ام حسابی اعصابم را به هم ريخت. پير و شکسته شده است، اما مگر می توانسته پير و شکسته نشود؟

گزارش عینی دستگیری تعدادی از فعالان حوزه زنان/ ذهن سیال
مواد لازم برای شرکت در تجمعات مسالمت آمیز قانونی!:
کفش بدون بند
کوله پشتی، شامل:
روسری اضافه
مسواک
پول نقد
داروهای شخصی
حوله (گاهی به عنوان پتو هم به‌کار می‌رود!)
لباس زیر
دستمال و نوار بهداشتی
دستمال مرطوب هم چیز خیلی خوبی است
یک جلد قانون اساسی و یک کتاب کم حجم برای مطالعه

حداقل یک امضا برای آزادی شان / هنوز
نمی دانم چرا وقتی وبلاگ ها و لینک ها را می خوانم گریه ام می گیرد. از این گریه ها ی بی صدا با یک بغض بزرگ. نمی دانم کی الان دارد میدان را آپ می کند اما این کمپین که تشکیل شده خیلی به موقع است. امضا کردنش حداقل کاری است که می شود انجام داد.

هذیان / پرنسس
خسته از این همه امضا
بخوابیم کوروش جان، تو هنوز بیداری؟

دستگیری زنان و هشتم مارس / امید معماریان
چنین دستگیری درادامه دستگیری های پیشین نشان دهنده این است که برخی افرادی که اتفاقا تحلیل هایشان از روندهای اجتماعی، درمنتها علیه بی ربط ماجرا قراردارد، توانسته اند توپ ومیدان را دردستگاه های امنیتی واطلاعاتی دردست بگیرند، وگرنه هردستگاه اطلاعاتی بامغزی درجهان به جای دستگیری افراد یاد شده که مجموعه ازسرمایه های گرانقدر اجتماعی هستند، از تلاش آنها برای تغییر جامعه شان با روش های مسالمت آمیز، ستایش به عمل می اورد وآنها را دررسیدن به اهدافشان یاری می کرد. بازی دستگیری وزندان انداختن آنقدر بی رونق شده که زمانی تک تک به زندان می فرستادند اما حالا بیست تا بیست تا....

چرا اداره مفاسد اجتماعي؟؟؟ / شهر قصه
چيزي که در شهر تهران بسيار يافت مي شود، کميته و بازداشتگاه است. چرا بايد اين زنان به اداره مفاسد اجتماعي منتقل شوند؟؟ آيا اينها واقعاً در نظر ايشان اينچنينند؟

14 اسفندماه / میرزا پیکوفسکی
آن‌ها ولی خسته نمی‌شوند، باز می‌ایستند، باز می‌نویسند، باز فریاد می‌زنند، هر بار محکم‌تر و رسا‌تر.

باز هم بچه ها را بردند؛اینبار قبل از روز زن / آزاده عصاران
و این فضای کثیف و پر از آلودگی در حال خفه کردن همه ماست. هنوز دارم فکر می کنم به فکرهای دیشبم؛اینکه آیا این کار دست بود در حالیکه همه نتیجه اش را از قبل می دانستیم؟ و باز به همان جواب همیشگی می رسم...باید هزینه ها را پرداخت کرد...

خواهرانمان را آزاد کنید / الیزه
قلبم تقریبا جایی اطراف دهانم هست و با سرعت هزارتا در دقیقه می زند. تقریبا دارم پس می افتم از نگرانی. طبق معمول هم هیچ کاری نمی شود کرد. گفتم که، همان نگرانی و دلشوره ی لعنتی پریودیک گریزناپذیر..

نگرانم برای بچه ها / فراری
براشون نگرانم هر چند همه تحلیلها بر این باشه که یه بخششون رو زود آزاد می کنن.خب اینکه بدتر.اون بخشی که می مونه رو نابود می کنن.

توحش / تلخ مثل عسل
من میگویم بد بین نباشیم.شاید قضات غیور دادگاه انقلاب تا بحال این همه زن یکجا ندیده اند و گلاب به رویتان حالی به حالی شده اند و خواسته اند به بانوان حمله و پس خواندن صیغه شرعی-محض رضای خدا-با آنان گلاب به رویتان،روم به دیوار مهرورزی نمایند...

استقبال از روز زن با اختناق و خفقان / بدون حرف
همون جرم همیشگی. زن بودن و طرفداری از حقوق زنها. جرم بزرگیه به هرحال در این مملکت مردسالارانه!

واگويه / آینه
بازداشتت ميکنند وقتی کاری خلاف قانون کرده باشی، زندان ميفتی وقتی مجرم باشی، تقاضای آزادی و بخشش ميکنی وقتی خلافی کرده باشی.
اينجا کجای دنياست که همه چيزش وارونه است؟ من از کجا می‌آیم که اينچنين به بوی شب آغشته‌ام؟

... / زندگی روی ترن هوائی
از این که عادت می کنم به این همه نامردمی
از این که عادت می کنم به شنیدن خبرهای تک شب های زندانی و کاری نیست برای انجام
از تمام این ها
از تمام این ها
عذرخواه وجدانم خواهم بود
تا ابد

قیصرانه / راه من
آخر قصه هنوز نرسیده است. آخر قصه اما قیصر نمرد. خواستند که بمیرد. فیلم بود دیگر. خواستند و شد. اما بچه‌ها چیز دیگری می‌خواهند. قیصرانه می‌خواهند. اینجا اما کسی فیلم‌نامه را تلخ تمام نمی‌کند. قیصرها پای هدفشان مردانه‌اند. برادران آب‌منگل قانون شده‌اند اما زنده نخواهند ماند. و ما باز هم زن را خواهیم خواند و خواهیم نوشت.

قاب عکس‌های شوم / ته خط
نگران‌م و بازهم ترسیده‌ام. کاش همین امروز همه‌چیز تمام شود.

باز هم برای خواهرانم / عروسک کوکی
نَنشسته‌ام. به گل سرخ گوش مي‌دهم. توي سينه‌اش جان جان جان ... از آشفته بازار اتاقم مانتو و روسري و شلوار را پيدا مي‌كنم. زمستون تموم شد ... 40 نفر را بازداشت مي‌كنيد، 400 نفر را بازداشت مي‌كنيد. با 4000 نفر چه مي‌كنيد؟ با 40000 هزار نفر چي؟ لاله‌ها بيدارن ... مي‌روم اوين كنار مادر و خواهر جلوه

برای همه دوستانم / کوپه شماره هفت
این دقایق لحظه عجیب ضرب آهنگی دارد گاهی تند و گاه کند است. اما حالا به احتضار افتاده، مثل لحظات بد پشت اتاق عمل. از دیروز که خبر دستگیری 32 نفر از فعالان زن را شنیده ام سرم درد می کند. اسم ها را دائما چک می کنم همه اسم ها آشناست و بعضی اسم ها آشناتر. دلم شور می زند...

برزخ / تلخ مثل عسل
باید بشود صبح که بیدار میشوی توی آینه به خودت نگاه کنی و خجالت نکشی...من حالا فقط شرمسارم.شرمسار که چرا« ما» نبوده ایم برابر ظلم !دوری عزیزانتان کم دوام و صبوریتان مستدام

زنان در زندان در زندان / الپر
جمله معترضه: به سراغ جنبش زنان که می روی، دستبند را فراموش نکن!!

خبر خوب / ساز مخالف
از دادگاه انقلاب با خانواده بعضی از بچه ها تماس گرفته اند که فردا ساعت ۸ صبح آنها را با قرار کفالت آزاد می کنند و خواسته اند که والدینشان همان موقع دادگاه باشند. ضمنا شنیدم که کروبی هم وضع بچه ها را پیگیری می کند.

شب زندان مبارکتان / مسعود بهنود
مبارک باد بر زندانبانان که قدرتی نماياندند. و مبارک باد بر تمام زنان ايران.

به‌خاطر پرستویی در باد ... / یک پنجره
روزی ما دوباره کبوترهای‌مان را پیدا خواهیم‌کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهدگرفت
روزی که کم‌ترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری است

آخرین خبر و شنیدن صدای نازنین هایمان / ساز مخالف
نسرین به من زنگ زد و گفت احتمالا وثیقه سنگین صادر کرده اند اما ضمنا گفت که هنوز معلوم نیست ازاد بشوند شاید در روزهای آینده گفت حال همه خوب است...

هم‌ کلاسیمان را آزاد کنید / روی شیروانی داغ
تجمع در اعتراض به سرکوب جنبش زنان و بازداشت نیلوفر گلکار
سه‌شنبه از ساعت 12 تا ساعت 14 دانشکده‌ی علوم‌اجتماعی‌ دانشگاه تهران

فعالان زن بازداشت شده دست به اعتصاب غذا زدند / امشاسپندان
بنا بر آخرین اخبار رسیده نوشین احمدی خراسانی، درتماس تلفنی که با همسرش داشته است اعلام کرده است که از امروز ظهر بنا بر تصمیمی دسته جمعی همه سی و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کردند...

7 زن آزاد شدند / حرفه؛ خبرنگار
عصر امروز 7 نفر از زناني كه 14 اسفند ماه مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند با صدور قرار كفالت آزاد شدند. بازجوييها از 26 نفر ديگر از بازداشت شدگان همچنان ادامه دارد.

هشت نفر از بازداشت شدگان آزاد شدند / امشاسپندان
پس از گذشت بیش از چهل و هشت ساعت از بازداشت زنانی که مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع مسالمت آمیز زده بودند، بالاخره هشت تن از این زنان با قرار کفالت آزاد شدند.

طليعه‌ی بهار / آینه
طليعه‌ی بهارند پرستوهايی که به خانه برميگردند...

نگرانم / ساز مخالف
نسرين و زارا امجديان و مريم حسين خواه را ديشب به بند عمومي منتقل كرده اند. اعتصاب غذا ادامه دارد و متاسفانه حال اغلب زنان نا مساعد است. به ويژه نسرين وضعيت فاطمه گوارائي و مهناز محمدي و پروين اردلان را بحراني توصيف مي كرد.

ماهی ها دیگر تنها نیستند / جوانه ها
ماهی‌ها باید برند به دریا برسند
ماهی‌ها را رها کنید

قبل از اینکه زمستان تمام شود... / انجمن زنان زنده
شهلای عزیز من در سلول انفرادی است امروز. شال اش مثل آینه ی دق نشسته است روی کیس کامپیوتر ام. به جای اینکه بر سر او باشد، انگیزه ای شده است برای نوشتن از او و بزرگواری اش که انقدر ناب است و انسانیت اش.
آقای زندان بان، دلم می خواهد این شال را بر سر ِ شهلا انتصاری ببینم. خیلی زود. قبل از این که زمستان تمام شود و دیگر به کارش نیاید. زمستان 85 را می گویم.

انعکاس خبر دستگیری فعالان جنبش زنان ایران در رسانه ها و سازمان های برون مرزی / زنستان
شبکه خبری بی بی سی از اولین رسانه هایی بود که خبر مربوط به دستگیری فعالین حقوق زن در مقابل دادگاه انقلاب را منتشر ساخت...

هفت نفر دیگر از زنان بازداشت شده آزاد شدند / زنستان
آخرین اخبار حاکی از آن است که هفت نفردیگر از بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز مقابل دادگاه انقلاب آزاد شدند.

حوالی ساعت دو بامداد امروز(8 مارس) اکثريت قريب به‌اتفاق زنان زندانی آزاد شدند! / زنستان
زنان زندانی به غیر از ژیلا بنی یعقوب و شادی صدر و محبوبه عباس قلی زاده و مینو مرتاضی ساعات آغازین بامداد پنج شنبه 17 اسفند آزاد شدند...

ما همه نگرانیم... لیست خبردهندگان وبلاگستان : اتحاد مجازی / آذرستان
لیست وبلاگ هایی که خبر را گذاشته اند...

Labels:

...وبلاگستان و انتشار یک نامه

برای سرباز کردن یک زخم کهنه....

دفتر"اكبر هاشمی رفسنجانی" رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، نامه آقای خمينی به مسوولان نظام برای اعلام آتش‌بس در جنگ ايران با عراق را منتشر كرد:
حال كه مسوولين نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ می‌باشند، صريحاً اعتراف می‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودی‌ها هيچ پيروزی به دست نخواهند آورد، و نظر به اين كه مسوولين دلسوز نظامی و سياسی نظام جمهوری اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمی‌دانند و با قاطعيت می‌گويند كه يك دهم سلاح‌هايی را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتی نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان‌دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكی از دهها گزارش نظامی سياسي است كه بعد از شكست‌های اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشينی فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شيميايي و نبود وسايل خنثی‌كننده آن، اينجانب با آتش‌بس موافقت می‌نمايم.....


کاش هیچ نامه‌ای، هیچ‌گاه به مقصد نمی‌رسید / خوابگرد
...خوب می‌دانم که احساس برخاسته از خواندن این نامه، برای خیلی از شما شبیه احساسی‌ست که پس از خواندن هر خبر تکراری دیگری به آن می‌رسید. جوان‌ترها نیم‌نگاهی و، مروری و، انداختن شانه‌ای به بالا که: «خب، که این‌طور!» یا نهایتاً این که: «عجب!»....

... / پرستو دوکوهکی + ...
...اين نامه‌ی تلخ، تلخی‌اش کهنه نشده و نمی‌شود که شکست، فهميدنِ تصويرهای ذهنی اشتباه است و ذهنيت مردمِ درگير جنگ چه بود؟ و تصويری که بعد از جنگ برايمان از اين اتفاقِ طولانیِ هشت‌ساله ساخته‌اند پيروزی نبود؟ و اشتباه نبود؟ تلخ است....

احساساتي نشو دوست من! ما شكست نخورديم... / باران در دهان نیمه‌باز
اينكه آرمان‌ها پوچ بوده يا نه و اينكه سياست‌مداران ما راستگو بودند يا دروغگو و اينكه روياها چطور با واقعيت روبرو شدند، همگي قابل تاملند و تاثر آور؛ اما پاسخ آنها هر چه كه باشد به هيچ‌وجه نمي‌توان از انها نتيجه گرفت كه ما شكست خورديم. شاهد از اين بهتر كه...

در نامه نوشته بود،‌ برمی‌گردد / علی‌اصغر سیدآبادی
وقتی رسیدیم اهواز ، اهواز بوی خون و دود می داد . از این جا و آن جای دود به آسمان می رفت واین جا و آن جا روی زمین خون خشک شده بود . هواپیماها ی عراقی هنوز بالای سرمان چرخ می زدند . من 15 سالم بود و اولین بار بود که به جنوب ایران می رفتم . استقبال عجیبی بود ، اما خیال می کردم که جنگ یعنی همین و ترسم را پشت غرور نوجوانی ام پنهان می کردم که مبادا همراهانم که توی قطار مدام کنایه زده بودند که فکر کردی آن جا هم مدرسه است ، بویی ببرند ، اما آن ها که سن و سالی داشتند و پیش تر هم آمده بودند و توی قطار هم سر به سرم گذاشته بودند ، حالا کمی ترس برشان داشته بود....

آتش​بسی که بعد از ۱۸ سال هنوز شعله​ور است / نیک آهنگ کوثر
...یادم نمی​رود چند روز مانده به عید ۶۷ که هواپیماهای عراقی بیمارستان مرسلین در ۸۰ متری خانه​مان را بمباران کردند و تا سه چهار روز فقط صدای لودر و کمپرسی می​شنیدی که خاک برداری می​کردند. در حیات خانه​مان به جز خرده شیشه​های خانه خودمان، جسدهای خشک شده گنجشک​ها و کبوترها افتاده بود...نمی​دانم چند نفر کشته شدند؟ بمب دیگری هم در باغ پشتی خانه​مان که متعلق به سپاه بود افتاده بود و گمانم عمل نکرده بود...موشک​باران را یادتان هست؟...

چند نكته حاشيه‌اي درباره نامه امام / عباس عبدی
...وقتي كه همه دنيا از اصل نامه مطلع شده‌اند، پس به چه علت در رسانه‌هاي داخلي مطلب منتشره سانسور مي‌شود؟به نظر مي‌رسد كه منطق اين كار بر دليلي جدي استوار است زيرا متأسفانه ساختار سياسي چندان نگران اطلاع ديگران از اطلاعات و اخبار عادي يا محرمانه‌اش نيست، و شايد اين مسأله از آنجا ناشي شود كه انتشار اين اخبار تأثيري بر تعامل ساختار سياسي با جهان خارج و بالعكس ندارد. بنابراين موضوع نگران‌كننده براي اين ساختار، اطلاع مردم ايران از واقعيات جاري است. روشن است كه مردم جهان مطبوعات ايران را نمي‌خوانند، آنان از رسانه‌هاي خودشان استفاده مي‌كنند كه آن بخش بعداً حذف شده را منتشر كرده‌اند، و اين سانسور فقط عليه مردم ايران است. اين كه عده‌اي در مخالفت با آزادي مطبوعات به اين ريسمان پوسيده متمسك مي‌شوند كه آزادي بيان و اطلاعات موجب سوءاستفاده دشمن مي‌شود، بي‌ترديد ناشي از دروغگويي آنان است....

درباره انتشارنامه امام توسط هاشمي / محمد‌علی ابطحی
انتشار نامه حضرت امام در مورد پايان جنگ از سوي آقاي هاشمي رفسنجانيء يك كار شجاعانه بود. خواص عالم سياست كه در ايام جنگ فعال بودندء همه از مضمون نامه مطلع بودندولي اكنون رسما انتشار يافته است. در تمام دنيا نامه هاي سري و محرمانه تعيين كننده را بعد از گذشت سالهاي طولاني منتشر مي كنند...

دفاع نامقدس / الپر
...هاشمي خواسته يا ناخواسته كاري را كرد كه بايد سالها پيش اتفاق مي افتاد. حالا هركسي با خود صداقت داشته باشد و جرأت بازفهميدن حقيقت را به خودش بدهد، فهميده است كه آن هشت سال جنگ، جنگ بود، فقط جنگ بود، و دفاع مقدس نبود. و فهميده است كه هيچ جنگي، هيچ جنگي، هيچ جنگي مقدس نيست....

نامه‌ای که حرف‌های بسیار دارد / آینده آبی
...نامه‌اي كه از امام منتشر شده را حتما خوانده‌اند. قطعا انتشار آن آنهم با توجه به نزاع لفظي شكل‌گرفته، براي آگاهي بخشي به مردم نبوده و اغراض و اهداف خاصي در پس آن نهفته است كه بايد به آن انديشيد. اما خود نامه حائز اهميت است و به جهات گوناگون قابل بحث...

به یاد همه آن‌هایی که در آن جنگ کشته شدند / شادی شاعرانه
»»» نامه ی فوق لبریز از موادِ خامِ دینی و فقهی و فلسفی و نظامی است .. وحشتناک و خام .. خام خوار و خام اندیش .. خام ِ خام ِ خام .. به همراه ِ خوابگرد بگریم یا .. یا چه؟...

منطق خالص / عبدالقادر بلوچ
انتشار متن کامل نامه‌ی خمینی باید برای آندسته از عزیزانی که هنوز از ترس تقدس، امام را تافته‌ی جدا بافته می‌دانند موقعیتی برای دوباره اندیشی باشد اما نگاهی که با تعصب قفل می‌شود منطق خاص خود را پیدا می‌کند.
تلفن را بر می‌دارم به عمه جان زنگ می‌زنم...

هاشمی رفسنجانی و ناگفته‌های جنگ از زبان امام / وبلاگ ساز مخالف
...آیا این نامه بهترین دلیل برای اتخاذ رویکردی جدید در نگاه به جنگ ایران و عراق نیست؟

بی اخلاقی در تاریخ جنگ / Iran Paparazzi
من همچی خيلی از هاشمی خوشم نمی آيد اما به نظر من اين کاری که در مورد پايان جنگ يا ادامه آن به او منتسب می کنند بيشتر ناشی از يک بی اخلاقی سياسی است که حالا که جنگ تمام شده و بعد از اين چند سال می خواهند او را مقصر جلوه دهند...

نامه آشکار شد، مسئولیت‌ها چه می‌شود؟ / وبلاگ پویا
بسیار بعید و در واقع محال می‌دانم که کسی در میان آقایان (چه اصلاح‌طلبان حکومتی و چه رقبای‌شان) حتی فکر این «کشف حقیقت» 6 سال جنگ از مغزش بگذرد. موضوع انتشار این نامه هم مثل موارد دیگر ، نه برای آگاهی مردم از امورات‌شان که برای ضربه‌زدن به حریف و امتیاز گرفتن از اوست. موارد دیگر؟ ماجرای اسکله‌های بی‌نام و نشان که نظامیان از آنها کالا وارد و صادر می‌کنند و بوسیله‌ی آقای کروبی افشا شد یادتان هست؟...

آیا سال‌های «ادامه‌ی جنگ» یک نستالژی است؟... /وبلاگ پویا
...تلاش نکنیم از جریان "ادامه‌ی جنگ" پس از فتح خرمشهر یک نوستالژی بنا کنیم. شاید متواضعانه‌تر آن است که نه شکست از دشمن خارجی، که فریب آنانی را که گوش به فرمان‌شان بوده‌ایم،‌ بپذیریم....

آقایان در آن دوران جنگ را برعکس می‌خواندند / حرفهای خودمونی من
آقایان ، در آن دوران، جنگ را برعکس می خواندند و اینطور بود که جنگ را با گنج یکی می دانستند و حاضر به از دست دادن این گنج ارزشمند نبودند. از همین روست که در این سال ها نیز سعی بر معرفی جنگ به عنوان یک گنج دارند و حاضر نیستند به اشتباهات خود اعتراف کنند.اینها به هر حال گذشته سیاسی ماست....

نامه آيت الله خميني ترديدها درباره برنامه اتمي ايران را افزايش مي دهد / وبلاگ ایران فردا
...تحليلگران معتقدند همزماني انتشار نامه با تمديد تحريم هاي آمريكا عليه ايران به صورت فزاينده اي بهانه را به واشنگتن مي دهد تا به اقدام عليه تهران دست بزند. اما پرسش اين است كه چرا نامه ياد شده در چنين شرايطي منتشر شده است؟...

دردسر های تازه اتمی با انتشار نامه محرمانه آیت الله خمینی / وبلاگ ایران فردا
انتشار متن نامه محرمانه آیت الله خمینی درباره علل پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق با سانسور و دستکاری رسانه های گروهی ایران روبرو شد...
...از سوی دیگر ، انتشار این نامه نشان می دهد که ایران در صورت داشتن سلاح اتمی و مواجه شدن با تهدیدی چون جنگ ، تردیدی در استفاده از آن نشان نمی دهد همچنان که این موضوع...

اعتراف بی‌موقع به تولید سلاح اتمی / اوس پیمان روشن ضمیر
...هاشمی امروز برای من و امثال من لااقل مهره جالبی شده است . او میخواهد گناهان و اشتباهات تاریخی نظام که سر رشته هر کدام به عمد از طرف اصحاب قدرت به هاشمی وصل شده است را از خود بزداید و هشدار دهد که دیگر حاضر نیست سکوت کند تا به بهانه مصلحت نظام از اعتبار و آبروی او هزینه شود....

سازي را زدند ، گفتند چرا بي صداست ؟ گفت فردا ميشنوي! / وبلاگ جنبه
بلـــــــــــــــه و اينگونه چندين سال بعد صداي سازي كه نواخته شده در مي آيد !
خدا ميداند سالها بعد چه صداهايي شنيده شود !
دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام متن نامه امام خمینی (ره) به مسئولان نظام درباره مسائل مربوط به قبول قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران و پایان جنگ را منتشر کرد...

شهید واژه ای در قفس است! / یادداشت‌های اینترنتی
خوانده اید نامه را؟ انتشار نامه محرمانه .اینکه بعد از سال ها نامه و اسنادی از سوی دولت ها منتشر شود٬ چیز عجیبی نیست.نکته این است که از سوی چه کسی و چه نهادی و چه سازمانی٬ باید منتشر شود. زمانش کی باشد و بابت چه؟ واکنش ها چه بوده؟ [ + ] این مرکز در مملکت ما مگر هویج است؟ نمی دانم تعداد کارمندهایش را؟ ردیف بودجه هم دارد؟...

نامه‌ای برای تاریخ / شریف لک‌زایی
بالاخره در پی کش و قوس های اخیر و مصاحبه های مختلفی که بعضاً رد انکار گفته های طرف مقابل از آن نتیجه می شد نامه محرمانه امام مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و خاتمه جنگ بعد از ۱۸ سال توسط دفتر آقای هاشمی رفسنجانی منتشر شد و خود فضای دیگری را برای بحث و نظر پدید آورده است. این نخستین بار است که منازعات و جدال های داخلی موجبات انتشار نامه ای محرمانه را فراهم ساخته است. باید از این پس شاهد انتشار متن های محرمانه دیگری هم باشیم. تصویر نامه امام خمینی را در اینجا ببینید. با یادآوری این نکته که هنوز چیزهای ناگفته زیادی درباره تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر و نیز خاتمه آن وجود دارد متن نامه را از پی ملاحظه می کنید....

به كجا چنين شتابان! / انگشتان جوهری
انتشار نامه محرمانه امام خميني درباره‌ پذيرش قطعنامه بعد از 18 سال از سوي هاشمي رفسنجاني و در پي اظهارات محسن رضايي در ظاهر هم موضوع ساده‌اي نيست اما غير از پيچيدگي‌هاي ظاهري در عمق هم پيچيدگي‌هايي دارد كه براي تحليل اين پيچيدگي‌ها بايد پيچيدگي‌هاي رفتاري هاشمي، شرايط خاص سياسي و موضوعات مهم درسياست خارجي به خصوص مساله‌ي هسته‌اي را در نظر گرفت. ظاهر ماجرا اين بود كه....

زراندوزان وتحریف انقلاب اسلامی / پایان پروژه اسرائیل
زراندوزان با پشتوانه مالی خود در حال تغییر تاریخ هستند! انها که از قبل خون شهیدان توانستند به کارخانجات وسهام زیادی دست پیداکنند حالا در حال تغییر وتحریف تاریخ هستند! چرا ناگهان اقدام به انتشار نامه محرمانه میکنند! اولا محرمانه بودن ان درست طبقه بندی نشده این یک نامه کاملا سری است زیرا تعریف انها فرق میکند واقایان این مسئله را نادیده گرفتند وبدون توجه به قانون نامه های سری ویا محرمانه انرا منتشر کردند! این اولا . ثانیا این نامه چرا پس از ۱۸ سال انهم در استانه انتخابات منتشر میشود این هم یک بحث سیاسی ! ثالثا اگر این نامه را جناح مخالف منتشر میکرد چه؟.....

چه شد که جنگ تمام شد؟ / وبلاگ نواب
انتشار نامه امام (ره) بعد از 18 سال توسط دفترآیت الله هاشمی رفسنجانی و تشخیص مصلحت نظام خیلی سر و صدا کرده همچنین زوایای جالبی از جنگ را هم بازگو کرده استآيت الله خمينی در بخشی از نامه خود از قول محسن رضائی نوشته است:....

سلامی دیگر در اولین روزهای مهر / وبلاگ ایران امروز
...اما متن کامل نامه حاوی مطالبی است که به نظر می رسد برای نخستين بار در اختيار عموم قرار گرفته باشد و با توجه به شرايط ايران در آن زمان، امکان انتشار متن کامل نامه در مورد پذيرش آتش بس وجود نداشته است...

انتشار نامه آیت الله خمینی درباره پذیرش قطعنامه / وبلاگ خبرنگار جوان
در این نامه که توسط دفتر هاشمی رفسنجانی منتشر شده، آمده است:...اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست....

هفته ای که گذشت... / فکه دل‌تنگ یاران عاشورایی خویش است
پ/ن: در مورد (اینجا را هم ببینید) نامه هم چند روز پیش دوستی پرسید :آخر متفکر! تو کدوم کشور جهان شروع جنگ رو مقدس می دونن؟ گفتم اگه قرار بود آخرشو مقدس... تلخی این جام زهر بعد از هجده سال هنوز عذابم می دهد...

اشاره به سلاح اتمی در نامه محمانه آیت الله خمینی! / اسلام ناب محمدی
به دنبال تکذيب نامه فرمانده وقت سپاه پاسداران به امام در خصوص جنگ؛ دفتر هاشمي‌‏رفسنجاني متن نامه امام خميني به مسؤولان نظام در سال 67 را منتشر كرد....

خون نامه / رسانه صادق
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود....

عالیجناب سرخپوش / ناگفته‌هایی که گفته شد و...
...اگر بعد از پذيرش قطعنامه ما دوباره جنگ مى كرديم بعد از يك سال دوباره روى موج پيروزى ها مى رسيديم ... ما طرح داشتيم كه از شمال بصره وارد شويم و بصره را بگيريم . بعد از قطعنامه اين طرح را به حضرت آيت الله خامنه اى داديم و ايشان با امام مطرح كرده بودند ولى امام گفته بودند كه نه. چون قطعنامه را پذيرفته ايم ديگر نمى شود...

حرام؟ / سرزمین من
پیش از آنکه نامه مشهور آیت الله خمینی درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط دفتر آقای هاشمی رفسنجانی علنی شود، حدود ۹ ماه پیش در همین وبلاگ در مطلبی با عنوان "بدون قضاوت" به بخشی از آن اشاره شده بود. اما امروز تمامی خبرگزاری های داخلی در هنگام مخابره این خبر، عبارت "سلاح های لیزر و اتم" را از متن نامه حذف کرده اند. حالا به ۲ سوال ساده پاسخ دهید:...

خاطره از دفاع مقدس / سیداحمد محدث حسینی
...من در آن سال در قسمتی فعالیت می کردم که قرار بود رزمندگان آن واحد خط شکن عملیات باشند. عملیات لشکر ما قرار بود در قسمتی از شلمچه و جزیره بوارین باشد. این منطقه را عراق با سرازیر کردن آب بصورت هور وباتلاق در آورده بود. عملیات در اینجا بسیار سخت بود ورد شدن آن نیز بسیار مشکل . علاوه بر این بخاطر گل ولای از اسلحه هم نمی شد استفاده کرد زیرا اسلحه در گل ولای عمل نمی کنند و گیر می کنند...
بلاگچین: دفاع کجا بود دوست عزیز!!

بمب اتمی! خوب یا بد؟!!! / علیرضا یعقوبی
این انتخاب عجب خبرگزاری خفنی بود و ما خبر نداشتیم!

نامه محرمانه خمینی / فرهاد رجبعلی
...بخش اول نامه خميني و لينكش را مي‌گذارم براي كساني كه حرف هيچ كس جز خودشان را قبول ندارند. بخوانند و پي ببرند كه چه كسي دهه شصت رهبر ما بوده. رهبري كه جنگ را شخصا ادامه داد و آنقدر سماجت كرد تا سرانجام با خفت و خواري مجبور به نگاشتن چنين نامه‌اي شد. هيچ گاه از اين حرف عقب‌نشيني نمي‌كنم كه خميني لياقت ولايت مطلقه فقيه را نداشت.يك نكته را هم بگويم؛ چقدر راستي‌ها از انتشار اين نامه محرمانه خشمگين هستند. حرف‌هاي سردبير روزنامه رسالت را حتما بخوانيد....

مرتبط:
تصویر نامه در خبرگزاری انتخاب
تصویر صفحه دوم نامه و اشاره به سلاح اتمی ولیزری در سطر اول


بایگانی‌های دیگر:
وبلاگستان و انتشار یک نامه
وبلاگستان و تهدیدی به نام فیل‌ترینگ
سرقت مطالب وبلاگستان و عدم رعایت حق نشر برای وبلاگ‌ها
وبلاگستان ایرانی و مقوله‌ای بنام س.ک.س و مسائل جنسی
یک پرونده ویژه: آرشیو افتخارات وبلاگ‌نویسان!
وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا
وبلاگستان در یکصدمین سالروز تولد شهریار
وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی
وبلاگستان و توقیف روزنامه شرق
وبلاگستان فارسي و سالگرد فاجعه يازدهم سپتامبر
بازتاب‌های سفر آقای خاتمی به آمریکا در وبلاگستان
وبلاگستان و سانحه هواپیمای توپولوف در مشهد
وبلاگستان و آزادی رامین جهانبگلو

Labels:

!یک پرونده ویژه / آرشیو افتخارات من

بایگانی قبلی (تکمیل نشده): وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا

لیست افتخارات من / رضا ساکی
با جلال سمیعی تصمیم گرفتیم به رسم برخی از وبلاگ ها که افتخارات خودشان را به رخ می کشند افتخارات خودمان را به رخ بکشیم. شما هم به رخ بکشید و بلینکید.
ــ دارای رفاقت با بچه های نشریات مختلف
ــ یکبار تلفنی با سجاد صاحبان زند حرف زده ام......

تالار افتخارات ما --- شما هم افتخارات خود را فهرست کنید / جلال سمیعی
از آن جا که این روزها مد شده است آدم‌ افتخاراتش را در وب‌لاگش بنویسد، من و عبید شاکی هم تصمیم گرفتیم سوابق مجاز و گفتنی‌مان را توی وب‌لاگ‌هامان بگذاریم تا عبرتی باشد برای نونهالانی که به این عرصه (کدام عرصه؟) پای می‌گذارند.
عناوین، افتخارات، رزومه‌ی کاری و غیره‌ی من کمترین:
خواننده‌ی نشریات معتبر فقید ایرانی هم‌چون گل‌آقا، جامعه، توس، آفتاب و ... .
دارای بیش از 5 وب‌لاگ مشهور و گم‌نام در عرصه‌ی وب
لینک گرفتن از بیش از 49 سایت و وب‌لاگ معتبر.....

افتخارات مهدی مولایی / سردبیر هفت‌سنگ
نويسنده، روزنامه‌نگار، مترجم، عکاس و بيکار
دارای ۲۴ سال عمر بدون تجربه شکست عاطفی.....

افتخارات محمدرضا جمالی فرد، فیلم‌ساز مستند و گزارشی
در راستای برنامه "به‌ رخ كشون" و غيره و رفيق شاكی‌اش، به رخ می‌كشم؛ باشد كه آيندگان پند گيرند:
مالكيت اولين دوچرخه با چرخ كمكی در خانواده
رفاقت چشم‌گير با بعضی دوستان
در صف گذرنامه ستارخان، جلوی استاد "عزت‌اله انتظامی" ايستاده‌ بودم (الف تا دال در يك صف بودند)
مسلط به زبان مادری.....

يك كاميون نوشابه براي خودم / ناصر خالدیان
از آن جا که اين روزها مد شده است آدم‌ افتخاراتش را در وب‌لاگش بنويسد... » ما هم شمه‌اي بسيار كوتاه از افتخارات بي‌بديل و رزومه‌هايمان را در سايدبار وبلاگمان نوشتيم تا بدانيد وبلاگ چقدر در كسب افتخار مهم است و اصلاً اگر وبلاگ نبود اين همه مصلح و مبارز و ادبا و فقها و سياستمداران از كجا معلوم مي‌شدند؟
باشد كه بدانيد با كي طرفيد:
نويسنده، پژوهنده، گرافيكنده، طراحنده، زورنامه‌نگار، خبرننگار، شاعر (مثل همه)، عارف، معروف، اديب، ميكروب‌شناس، جامعه‌شناس، روان‌شناس، خداشناس و سرشناس
يك بار با دمپايي سوسكي را كشتم و خانواده‌اش از قصاص گذشتند!.....

افتخارات شهرام شهیدی-بخش اول / هفت خط
بنا به دعوت دوستان ( که همین نشان می دهد من چقدر مهم هستم )بخش اول افتخارات خود را یادآوری می نمايم.
زین پس هر شب این افتخارات به روز می شود
نام کوچک پدربزرگ من و شاملو يکی ست
بهرام بيضايی در تئاتر شهر جواب سلام مرا نداده است
شاملو هم مثل من جايزه ی نوبل ادبيات را نبرده است.....

من و افتخاراتم / وبلاگ مهرواژ
بعد از هر بار آپدیت برای پینگ کردن وبلاگم از بلاگ رولینگ استفاده می کنم
گرفتن حال جوانترین خبرنگار جهان
در 2 سالگی برگ باباآدم گاز زدم و دهانم سوخت
عضو گروه سرود مدرسه راهنمایی
سریع ترین تایپیست sms
داشتن نقش فعال برای تشکیل پرونده ویژه و فرستادن لینک افتخارات بلاگرها به آقای بلاگچین و حامی معنوی این طرح....

افتخارات وبلاگی جادی / وبلاگ کی‌بورد آزاد
جو گیر نشدن سریع و کنترل به خود که نتیجه اش این است که از همه دیرتر افتخاراتم را نوشتم و در پرونده افتخارات وبلاگ نویسان نیستم. (بلاگچین: دروغ می‌گه این‌جاست، جزو اولین‌ها!)
دارای یکی از دماغ های اصیل که چیزی فراتر از بینی است
برنامه ریزی در طول پنج ثانیه قبل برای نوشتن یک برنامه آنلاین تولید کننده اتوماتیک لیست افتخارات وبلاگی برای ستون کنار وبلاگ. اگر کسی علاقمند بود این پروژه جمع و جور و بامزه در صورت مشارکت دوستان بامزه اجرا بشه اینجا رو یک نگاه بندازه.

افتخارات من / ارژنگ حاتمی

كسب معدل 20 در سال هاي اول و دوم و سوم دبستان.
تصحيح ورقه هاي امتحاني درس رياضي در سال اول راهنمايي.
نديدن بيست قسمت اول سريال نرگس.......

رزومه شخصی / سایه پروانه
نویسنده ی وبلاگ های متعدد در سرویس های بلاگفا، آفتابه لاگ(پووووووووف)، میهن بلاگ(البته بستنیش خوشمزه تره)،بلاگر،پرشین لاکپشت( لازم به ذکر است که جدیدا مثه غورباقه جهش کرده)
دارای ام پی تری با حافظه 20 گیگ و دائم الهنگ! (همیشه در هنگیدن به سر می برد)
یک بار به مدت 12 ساعت و 45 دقیقه و 3 ثانیه گوشیم را بر روی گوشی پسرداییم دایورت کردم و کلی بهش خندیدم....

این من هستم / سالهای ابری
از وقتی مد شده آدم افتخاراتش را در وبلاگش بنویسد، بنده نیز وسوسه شدم شما را در جریان امور قرار دهم باشد که همگی با هم رستگار شویم.
دارای کارت خبرنگاری کپی برای عبور از طرح ترافیک
مسلط به تایپ با انگشت اشاره
دیدار از نزدیک با متروی کرج ـ تهران (از پشت شیشه اتوبوس)
دارای صندلی کامپیوتر.....

افتخارات من / حزب جوانان زیر آفتاب
چاپ نقاشی‌های ۵سالگی من در مجله اطلاعات هفتگی
دست دادن با ایرج جمشیدی، فریدون عموزاده خلیلی و پیام فضلی‌نژاد
دریافت لوح بهترین خبرنگار نوجوان از دست غلامحسین کرباسچی.....

افتخارات کم، اما بزرگ من / ساکن شهر شیشه‌ها
این پست در راستای پروژه از پیش شکست خورده! شوهردهونِ ستون افتخار خانومِ کاذب بعضی وبلاگ‌ها و به تبعیت از چند وبلاگ‌نویس پیش کسوت‌تر نوشته‌شده است و هیچ منظور خاص دیگری به جز این‌که نشان دهد ما هم سری توی سرها و نیز سِرّی با افتخار خانوم داریم!، ‌ندارد. لطفا حرف در نیاورید!!
به جوان‌ترین خبرنگار جهان لینک دادم / به‌خواست خودش
اینجا بود که به افتخار بزرگتری نائل شدم،‌ یعنی او هم به من لینک داد
چند بار توسط جوان‌ترین نابغه جهان اغفال شدم ......

افتخارات وبلاگی / پابرهنهِ برخط
از آنجائی که این‌روزها مد شده آدم افتخارتش را در وبلاگش بنویسد، بندهِ حقیر هم در انتهای جوگیری نوشتم آنچه وبلاگم کم داشت.
به دنیا آمدن (کلا)
از دنیا نرفتن در سن 32 سالگی!؟
تگری زدن به لباس خان‌دایی در سن 2 سالگی
خوردن خمیردندان در 3 سالگی
سرقت غیر مسلحانه آب‌نبات از مغازهِ سر کوچه در 5 سالگی
کسب هیچ عدد تقدیرنامه از کلیهِ جشنواره‌های داخلی و خارجی.....

قسمتی از افتخارات اينجانب به کوشش سوگلی
در راستای اینکه برادر جونمی! و داداش نابغه! در یک حرکت انقلابی سند افتخارات گهربارشون رو به شکل یک مشت محکم در دهن استکبار! کوبیدن و بسیاری از دوستداران عرصه ی علم و ادب نیز در این حرکت به این دو بزرگوار پیوستند بنده هم خودم رو می برم زیر ذره بین و یکم از خودم افتخار در می کنم!
- متولد شدن توسط خوش تیپ ترین دکتر وقت به گفته ی ناظران و شاهدان (کسایی که آگاهی به علم پزشکی روز دارن در جریان پیچیدگی این مرحله و درصد بسیار بالای عدم موفقیت خیلی ها!!! هستند.)
- در ده ماهگی به آب می گفتم : حاصل پیوند شیمیایی بین مولکول های اکسیژن و ئیدروژن
- پشت سر گذاشتن اولین ماجرای عاشقانه در سن زیر دو سالگی!
- فرار از دست مربیان مهدکودک به دفعات! و پنهان شدن در زیر مبل زرشکی واقع در اتاق مدیر به مدت چند ساعت جهت خوردن شوکلات!....

افتخارات من / جان عشاق
جلال و رضا در راستای شفاف سازی و احتمالا به تاسی از بعضی برادران غیور اقدام به انتشار کامل موارد افتخارات خود نمودند که ظاهرا شدیدا دچار استقبال از جانب برادران و خواهران دیگر شده است . ما هم خواندیم و خوشمان آمد . گفتیم قبل از اینکه کسی اقدام به افشاگری و یا نمایاندان نیمه های پنهان ماهمان ( اخر ما خیلی ماهیم !) بنماید خودمان دست به کار شویم و به دعوت جلال و رضا لبیک بگوییم !
جوانترین خبرنگار جهان. ( در دو سالگی با توجه به استعداد فوق العاده ام ، خبرنگار فعال خانه بودم و در مورد برادرهایم افشاگری می کردم !)
اولین نقاشی ام را در یک روزگی و داخل قنداق کشیدم .
اولین مجسمه را ... ولش کن!.....

افتخارات من / حامین
رآی ندادن به احمدی نژاد!
دوست داشتن بیش از حد گوگل!
داشتن عینک (طبی) در سن 18 سالگی!

افتخارات نیما / وبلاگ کارپه‌دیم
نام من الهام بخش بسیاری از شاعران فارسی‌زبان شعر نو می‌باشد
پرواز هواپیماهای شکاری را از نزدیک دیدم حتی یکبار یکی از آنها را لمس هم کردم
عضو سابق نویسندگان سایت معروف صبحانه
جز اولین استفاده کنندگان فید در ایران.....

افتخارات فؤاد / وبلاگ راه من
کد داوینچی را قبل از اینکه توقیف شود خریدم و خواندم و به دیگران توصیه کردم.
استفاده از ویندوز اکس‌پی به عنوان سیستم عامل!
حضور در مسابقات مردان آهنین به عنوان بیننده‌ی تلویزیونی.....

افتخارات امین ثابتی در طول 21سال زندگی / وبلاگ ندای امروز
به علت اینکه بلاگرهای زیادی در این مدت افتخارات خود را به رخ این و آن کشیده‌اند، من هم در اینجا لازم دانستم که افتخاراتم را بدون هیچگونه کم و کاستی بگویم:
کار کردن در داروخانه به مدت 6 سال به عنوان نسخه‌پیچ!
دعوت نشدن به همکاری توسط نشریاتی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و...
رقصیدن در دامادی دایی گرامی
خواندن روزنامه‌های توقیف شده‌ی صبح امروز، آسیا و شرق....

افتخارات مهدی حکیمی / وبلاگ روبو
اولین بلاگر جهان متولد پای درخت سیب ترش حیاط خانه‌ی سابق پدریم هستم.
دارای سه عدد فیش گاز و برق پرداخت نشده.
دارای سابقه حمله مسلحانه به اولین زن فضاگرد جهان، انوشه انصاری، قبل از سفر به فضا
دارای انگیزه سرقت ادبی....

و اما افتخارات من / وبلاگ ثانیه‌ها
خوب دیدیم همه افتخاراتشون رو دارند پابلیش میکنند . ماهم همین کا رو کردیمافتخارات خردسالی :
سر کار گذاشتن خانواده به مدت 24 ساعت برای بدنیا اومدن بنده
شکستن دست راست به دلیل بازی با درچرخه کورسی 28 در 2 سالگی
زبح شرعی یک عدد سوسک در 3 سالگی.....

افتخارات من / خانه خیابان مانگو
بحث جالبی اتفاق افتاده است - اول افتخارات نیما را دیدم . بقیه ی اتفاق ها را هم در لینک زیر ببینید
این هم از افتخارات من - توضیح : به جان مادرم همه ی افتخارات واقعی ست
شان پن را از نزدیک دیده ام
کوروش ضیابری را از نزدیک ندیده ام
مانا نیستانی دو بار به خانه مان زنگ زده است
یک بار به یه دختر شماره دادم زنگ نزد
دو ماه پیش وبلاگم هک شد
تا به حال رای نداده ام
منصور ضابطیان را با زیر شلواری دیده ام.....

و این هم لیست افتخارات بنده / وبلاگ مارمولک
اولین مارمولکی که توانسته وبلاگ بنویسد
استاد دایره‌دادن با دود قلیون
استفاده از فایرفاکس برای گشت‌زنی در اینترنت.....

افتخارات داریوش بلادی در 25 سالگی! / داریوش کبیر
برنده چند نشان رکورد زنی در سری بازیهای آتاری
توانایی کامل در ریفرش کردن اینترنت اکسپلور
چت کردن در حالت اینویزیبل
لینک دادن سایت های اپوزسیون به علت همینطوری به وبلاگ حقیر.....

افتخارات من / علیرضا یعقوبی
خب از اونجاییکه ملت دارند افتخارات خودشون رو مینویسند بنده هم حیف دیدم تا شما از افتخارات عدیده رسمی و غیر رسمی بنده مطلع نباشید.البته لازم به ذکر میباشد که اینها تمام افتخارات بنده نیست بلکه گوشه از انها میباشد که متاسفانه به علت کمبود جا و ترس از چشم خوردن از سوی تعدادی از وبلاگنویس نماها،تعدادی اندکی از انها را نقل میکنم امید است که مورد استفاده دوستان عزیز واقع گردد.
دارای مدرک منگوله دار دیپلم از یکی بهترین دبیرستان های شهر که به تایید رسمی قسمت ضد جاسوسی سازمان سیا رسیده است.
تسلط کامل بر دو زبان زنده دنیا یعنی فارسی و نیشابوری.
احاطه کامل بر تعدادی از ورزشهای ملی میهنی همچون مارپله و یک قل دو قل و... و لازم به ذکر است که تا حد رفع نیاز بر ورزش تیله بازی(توشله بازی سابق) نیز مسلط میباشم......

افتخارات نیما افشار نادری / وبلاگ امشاسپندان
خوب حالا درست که همین دو سه ساعت پیش آپدیت کردیم...ولی چه کنم که این برادر نیما افشار نادری( متخلص به پندار) صاحب یک عدد ذره بین طلایی، رنکینگ شش، یک عدد فوتوبلاگ، یک فقره دوربین با لنز(!)، یک عدد گوشی سی و سه ده نوکیا و یک پراید گیر داده است که فی الفور لیست مفاخرش را در وبلاگم بگذارم( چرا که خود وبلاگی شخصی ندارد! اخیییییی). من هم که می دونید دیگه...خراب رفیق و آخر معرفت...ولی خدایی این نهضت مفاخرنویسی که چند روزی هست راه افتاده خیلی باحاله ها:)) مبسوط خندیدیم. حالا این شما و این هم لیست دو کیلومتری افتخارات نیما افشار نادری، این ابرمرد عرصه سایبر(!):
گیتار شماعی زاده را یک بار در فلکه ی گازور شیراز دیدم.
بلیت کنسرت فرامرز اصلانی را در آلبوم عکس شخصی ام نگه داشته ام....
وبلاگ نیک اهنگ کوثر را هر روز می خوانم.
یک بار هنرپیشه ای زیبا روی، به من گفت دوستت دارم، صحنه ی بعدی، تام کروز را نشان می داد....

افتخارات خورشید خانوم
حیف که دارم می رم مسافرت وگرنه حتما منم لیست افتخاراتم رو می نوشتم. خیلی باحاله! هرچند احتمالا به زودی یه عده آدم بزرگ می یان همه امون رو دعوا می کنن که بچه های بدی بودیم و سربه سر بچه مردم گذاشتیم. فعلا بزرگترین افتخارم رو بگم که یه بار ده بار پشت سر هم گوزیده ام (البته مطمئنا به پای کاوه نمی رسم ولی چون کاوه وبلاگ نداره نمی تونه پوزم رو بزنه!) بقیه اش رو برگشتم می نویسم....

افتخارات مریم مهتدی / وبلاگ صفحه سیزده
در راستای پرونده ی نوشتن افتخارات در وبلاگشهر بر آن شدم(!) که مقداری چند از افتخارات خودم را بنویسم.قبل از نگارش لازم به ذکر است(!) که اکثریت ۹۰ درصدی افتخارات من به "پیچاندن" و "پیچانده شدن" مربوط می شود!
رکورد دار بیشترین زمان چت کردن به مدت ۸ ساعت بدون وقفه!
به آتش کشیدن نمازخانه مدرسه نمونه مردمی سمیه کرج در اول راهنمایی
پیچاندن سی دی فیلم "کما" از حامین از سال ۸۲ تا الان!!!
یک بار روز جمعه با صدف ماشین برداشتیم رفتیم آمل!!! خانواده زنگ زدن گفتیم انقلابیم!.....

افتخارات خود‌شیفته / وبلاگ سورئالیست
دارای بیست و چند سال سابقه‌ی زندگی.
عدم تسلط به چندین و چند زبان زنده‌ی دنیا.
نمره‌ی انضباط‌ِ 10 به دلیل آب کردنِ یک کاندوم در زنگ تفریح و گرداندن دورِ حیاط مدرسه.....
محمدرضا گلزار را از نزدیک لمس کرده ام.......

مگه من چیم از شما کم‌تره؟ / افتخارات بلوط
درسته که آقا جلال اصلا به روی خودش نیاورده که از من هم دعوت کنه که از لیست افتخاراتم بنویسم اما من به روی خودم می آرم و خودم مینویسم. در ضمن اگه با دیدگاه جنسگونگی و زبان جنیست زده به این لیست نگاه کنیم جای زنان بسیار خالیست. بشتابید که در این امر مقدس عقب نمونیم. نوشتن افتخارات ....حق مسلم ماست.
کسب عنوان جوانترین متقلب جهان در کلاس اول ابتدایی در امتحان آخر سال ریاضی در سوال بادکنک سمت چب را رنگ کنید. ( از دست رجا صابری که جلوی من مینشست تقلب کردم)
کسب عنوان جوانترین معلم جهان در سن نه سالگی ( به ممد پسر همسایه که کلاس اول بود ریاضی یاد میدادم. مامانش برام بلوز بافت) عکس گرفتن در دیلری لامبورگنی.....

افتخارات سردرگم
قبولی در آزمون پلیس مدارس
انداختن ترقه سیگاری در جیب بروبچز
دریافت دعوتنامه ارکات و جی میل.....

افتخارات سهند خانوم / وبلاگ قصه من قصه تو
گلر ثابت تیم فوتبال خانواده
خلق شاهکار نقاشی در حوالی ۵ سالگی.....

افتخارات شانه‌به‌سر / پیک صبا
کاشف اولیه کرانچی در خانواده.
خونه مون طبقه چهارمه، آسانسور داریم.
دست فرمون دارم تو مایه های سیا ساکتی. لایی هم بلدم بکشم.....

کوله‌بار افتخارات من / شب‌نشینی در جهنم
در هنگام تولد کله ی مبارکم به اندازه یک خربزه رسیده گرمساری! بوده است . (الان این طوری نیستا !)
برادرم از علیرضا خمسه امضا داره
هیچ وقت احمدی نژاد را ملاقات نکردم....

افتخارات من / فردایی روشن
خوردن پستانک تا دو سالگی.
گريه نکردن در اولين روزی که به مدرسه رفتم.
حمام نکردن به مدت ۱۱ روز( آخر سر به زور منو تو حمام انداختند)....

افتخارات زن / آشفتگی‌های ذهن یک زن ایرانی
عدم رفوزه شدن در سال چهارم دبستان!
خیلی افتخاراتی که نمی تونم بنویسم!
نیشی که همیشه بازه و مخصوص مخصوص مخصوص خودمه!
اصلاْ راه نداره، باید ۵۰ تا بشه!
وبلاگ نویسی و این پست بی آبرو!....

افتخارات سعید حاتمی / وبلاگ یک سعید
دومين نفر در خاورميانه هستم که راز مدال‌های اتمی انيشتن را کشف کردم!
افتخار شاشيدن به بيش از ده قله مرتفع‌تر از پنج‌هزار متر در خاورميانه در اختيار بنده می‌باشد. خاطر نشان می‌کنم سخت‌ترين آن شاشيدن در قله مونبلان (بلندترين قله آلپ) در دمای سی درجه زير صفر بود، که بدليل چند متر کمتر از پنج‌هزار متر بودن آن، جزو اين آمار محسوب نمی‌شود.
برای اولين بار در خاورميانه اينجانب اَن دماغ خود را به پارلمان اروپا و آلمان ماليدم. همينطور از خاک اتريش به خاک آلمان ريدم، ولی متأسفانه تلاش برای انجام اين کار در مرز فرانسه و آلمان با شکست مواجه شد!....

افتخارات پانته‌آ / غربتستان
البته ما قرار بود اول يه پتيشن درست کنيم برای نجات از دست جوانترين خبرنگار جهان، اما بعد متوجه شديم که اتفاقاً خيلی روش خوبی رو در پيش گرفته و بايد ازش تقليد کرد! اينه که بنا به دعوت و هل دادن و من بميرم تو بميريهای دوستان، اينجانب نيز فهرستی نه چندان کامل از افتخارات خود تهيه کرده‌ام که توجه شما را به آنها جلب ميکنم:
دست کم ۱۰ فقره دستگيری توسط کميته به خاطر بدحجابی
يک فقره فرار از خانه و رفتن به منزل دايی در سن ۱۴ سالگی
يک فقره فرار از ايران در سن ۱۵ سالگی
پيدا کردن معنی دهها لغت سخت سخت در لغتنامه
يک عدد اسم واقعی
يک عدد اسم مستعار.....

افتخارات یلدا / سبز سفید خط خطی
بعد از خوندن ِ این لیست افتخارات که بسی مبسوط خندیدیم !!
منم گوشه ای از افتخاراتم رو اینجا به ثبت میرسونم ، باشد مشت محکمی بر دهان استکبار و کور شود هر آنکس که نتواند دید !
افتخارات بنده به ترتیب زمانی:
-پا به عرصه ی وجود گذاشتن بعد از اعمال ِ روش های پیشرفته و سخت و سفت جلوگیری و گذر از سد کاندم و قرص جلوگیری و آئودی و دیوار چین و اشعه مادون ِ قرمز و سیم خاردار و غیره (که الحق افتخارم داره )
تنها باز مانده از نژاد لر و شیانلو
دارای مدرک ِ بین المللی ِ زیر آبی در وان ِ حمام ِ منزل عمه جانم اینا
مفتخرم به 7 دوره حضور در مسابقات ِ محلی ِ"فحشای روشن فکر نما......

افتخارات شراگیم / وبلاگ شراگیم
این لیست افتخارات نمی دانم فکر چه کسی بود...چند روز پیش در وبلاگ حامین اولین بار با این پدیده مواجه شدم...یعنی اینکه وبلاگرها بنشینند و لیستی از افتخارات دوران زندگیشان را (البته بهتر بود مینوشتم افتخارات اغلب طنز آمیز زندگیشان را) پشت سر هم ردیف کنند...پیش خودم فکر کردم بد نیست من هم دیگران را با افتخارات خود مفتخر کنم...
در محل کار همکاران آقای "سکولاریسم" صدایم میکنند.
رفیق فابریک بودن با حسین ملکزاده در دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی (حسین ملکزاده الان 206 دارد و بسیار مایه دار است)
ندیدن حتی یک قسمت از سریال نرگس.....

افتخارات من /خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
با توجه به این که مدتیست تب نوشتن افتخارات شدیدا در وبلاگستان ،فراگیر شده ،این جانب نیز دیدیم خب ما چی مون از بلاگرهای دیگر کمتر است ؟!و این شد که نشستیم به نوشتن این افتخارات بدیهه!که به ترتیب وقوع مرتب شده اند !
کسب لوح تقدیربهترین انشا در مورد غدیرخم ،از امام جماعت دبستان
"دوچرخه "سواری پنج شنبه ها به مدت چندین سال
وبلاگنویسی مستمر به مدت 11ماه و پنج روز.....

ما اینیم - افتخارات جلال افشار / وبلاگ الفبا
حالا که قرار افتخارات خودمون رو هوا کنیم! ما هم گفتیم، با توجه به اینکه به افتخارات فراوانی نائل آمده ایم، گوشه ای از آن ها را عیان کنیم، البته چون بنده انسان نجیب و بسیار بسیار بی ادعا هستم سعی کردم تا می توانم خلاصه شان کنم!
شکسته شدن تخم مرغ تو سرم در سن ۴ یا ۵ سالگی
جمع کردن آرشیو مجله دانستنی های سابق در چهار سالگی

افتخارات آهو / خشم و هیاهو
دارای مدرک دیپلم انسانی، در شرایطی که همه معتقد بودند از سیکل بالاتر نمی‌رم.
یک سال زودتر به مدرسه وارد شدم(هاها! شیدا دلت بسوزه...)
ملقب به لقب ...خل از طرف بروبچی که منو می‌شناسن.....

افتخارات امید محدث / وبلاگ حذفیات
به لطف این دوستمون که افتخاراتش رو اون گوشه ردیف کرده یه چیز جدید تو بلاگستان مد شد ...اول نادر بعد داریوش بعد هم مریم مهتدی افتخارات خودشون رو پاچیدن تو صورت اونایی که بلاگ هاشون رو می خوندند ... منم که حساسسسسسس گفتم جون امید راه نداره ،توهم افتخاراتت رو اگه ننویسی حذفیات از گلوت پائین نره تا ایشالا مقبول برو بچ بلاگچین (جون بلاگچین یادم بود لینک بدم ..فراموش کردم)(بلاگچین: جیگرتو!) بیوفتد ... به جون خودم اگه به افتخاران من لینک ندین دیگه بقیه افتخاراتم رو نمی گم (بغض)افتخارات من:
از جمله افتخارات فرهنگی این است که دست نوشته های یک کتاب مرحوم پدر رو انداختم تو لباس شویی تا تمیز بشه ... اون کتاب هیچ وقت چاپ نشد
متخصص در امور تقلید صدای معلمان و اساتید ...(تاقبل از دانشگاه )
رفیق رییس جمهور شلخته هستم
وزیر اطلاعات در کابینه رییس جمهور شلخته....

افتخارات من / بچه جنوب شهر
درراستای ورود به تالار افتخارات و ثبت افتخارات خب در نهایت تواضع کوچکترین افتخارات خودم روبگم:
شب تو تاریکی یواشکی رفتن توی آشپزخانه و خوردن حنای خیسکرده به جای حلوا در سن 7-6 سالگی
کلاس سوم دبستان اتاقک نگهبان پارک رو آتیش زدیم و این باعث شد شهرداری خونه بهش بده
هفشت سالم بود که تو ده زنبور کف کله ام رو نیش زد...

افتخارات زهرا / وبلاگ زهرا
از اونجایی که دیدم اکثر وبلاگ نویسا از افتخاراتشون نوشتن و خیلیم بامزه بود، تصمیم گرفتم که لیست افتخارات بی پایان خودم رو بنویسم. این لیست ممکنه آپدیت بشه! می دونین که ما لحظه ای هویجوری داریم افتخار کسب می کنیم:):)
کلاس دوم راهنمایی توی مسابقات سرود استانی مقام سوم رو کسب کردم!
یه‌بار توی ولنتاین یه سوسک واقعی خشک شده هدیه گرفتم. داداشم فرستاده بود به آدرس خوابگاهمون و وقتی درشو باز کردم همه دخترا از اتاقمون فرار کردیم:):)
نشستن روی صندلی مترو به تعداد چند بار اونم توی صبحا و عصرا (توسط زور و هل بانوان دیگر)....

افتخارات سایه / از میان هاشور‌ها
«از آنجا که این روزها مد شده است آدم افتخاراتش را در وبلاگش بنویسد» ، من هم تصمیم گرفتم افتخاراتم را بنویسم تا از سایرین عقب نیفتم!
به دنیا آمدن در پایتخت!
تبدیل شدن نمره ی ۲۰ املایم به ۵/۱۶ بر اثر تقلب در کلاس اول دبستان!
سرودن اولین شعر بی سر و ته در سن ۷ سالگی تحت تأثیر یکی از شعرهای "قیصر امین پور"!
طراحی فرایند "فرار از مدرسه" در کلاس سوم دبستان به همراه یکی از دوستانم، و بعد تا دو سال توهم داشتم که نکند از مدرسه اخراجم کنند!

افتخارات آبنوس
کلیه حقوق این لیست، متعلق به مخترع آن، می باشد
با اجازه از آهو که کلی به من حال داد و تشویقم کرد!
میل کردن خاک گلدان در دوران چار دست و پایی
تشریح تمام کرم های خاکی محلهء وزرا و نگهداری بیش از 67 نوع جانور زیر خاکی بین سنین 3 تا 5 سالگی
(البته اون موقع بیشتر از 67 بلد نبودم بشمرم!)
خفه کردن غاز عزیزم : امیلی، در سن 3 سالگی، با استفاده از صافی آب میوه گیری و شال گردن!

افتخارات صادق جم / بلاگ‌نوشت
حالا كه خيلي از وبلاگستاني‌ها تصميم گرفته‌اند افتخارات‌شان را قاب كنند و در وبلاگشان بزنند تا همگان بدانند كه اينها چه عحوبه‌هايي هستند، من هم به اين امر لبيك مي‌گويم و به دور از شكسته نفسي‌هاي معمول افتخاراتم را پس از 23 سال و اندي زندگي ناقابل به عرض وبلاگشهري‌هاي عزيز مي‌رسانم...
داشتن 2 سال سابقه كار مفيد در شركتهاي كامپيوتري و مراكز اينترنتي!
دارا بودن وبلاگ دات كام!
اهداي دامين بلاگچين به دوستان وبلاگ‌نويس!

افتخارات شایان شلیله / وبلاگ دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
همیشه قبل از رفتن به استخر گریه می کردم
گوینده رادیو وبنا هستم
در کودکی یک روز 3 کیلو رب گوجه فرنگی خوردم
قدیم قدیما به "شلوغ" می گفتم "پلوخ"....

افتخارات پژمان / یه وجب خاک اینترنت
پینک فلوید را من در ایران کشف کردم!
محفوظ شده توسط انواع دعاهای مادر و قربون صدقه
دارای اینترنت بدون فیلتر!
چندین بار شامپاین خورده ام
با حسین درخشان چایی هم خورده ام.....

افتخارات فرهاد اصغرزاده / گلوریا
گوسفند سواری به شکلی بسیار ماهرانه در سنین 4 و 5 سالگی در ولایت
توانایی رفتن به استخر تا زانو در سن 6 سالگی
خوردن روزانه 10-20 عدد سیب درشت از محصولات باغ خانوادگی....

افتخارات مریم گلی سابق ماتادور فعلی / یُغورت
برام مهم نیست که این قضیه ی نوشتن افتخارات شخصی منشا و مبدا ش چیه فقط برام جالبه و دلم خواسته که منم حتما افتخاراتمو بنویسم . من به جنبه ی سرگرمی بودنش اهمیت می دم. پس این شما و این هم افتخاراتی که بنده در عرض ۶-۲۵ سال زندگی پرثمر کسب نموده ام :
خوردن پستونک تا سن چهار سالگی.
حرف نزدن تا سن شش سالگی.(کسی جز یک سلام کوتاه چیزی از من نشنیده بود)
تصمیم برای مهندس شدن و اعلام آن به پدرم.
فرار از مدرسه در تاریخ 2 مهر 1366 . یعنی دقیقا دومین روز از کلاس اول دبستان.
رکورد ته کلاس نشینی به خاطر دراز بودن در تمام طول تحصیل

افتخارات مصطفی قوانلو قاجار / روزنامه‌نگار نو
...بسیار کار جالب و پسندیده ای بود. این کار باعث می شود ادم با نگاه بیشتری به گذشته خودش نگاه کند. اگر افتخارات من را خواندید در موردم بد فکر نکنید:
افتخارات کودکی
سابقه سفر به ایتالیا و یونان در زمانی که جنینی 5 ماهه بودم
بوس کردن لپ دخترهای کوچولو به دستور بزرگترها وقتی 3 سالم بود
سفر به چین و ماچین در پنج سالگی (اقامت دوساعته در فرودگاه پکن و پرواز به توکیو)
کشیدن دماغ میکی موس ژاپنی در دیسیلند توکیو در حالی که صدای آدمک تویش بدجور در آمد....

افتخارات من / روی جاده نم‌ناک
به جز چوب ته سیب همه‌ی آن را با هسته و غیره می‌خورم
یک بار یک عنکبوت ریز صورتی رنگ را زنده زنده بلعیده‌ام
در سن 13 سالگی سه لیوان بزرگ ودکا را یک‌جا سرکشیدم و مدت 30 ثانیه قلبم از کار افتاد.
در هشت سالگی سوار یک فیل واقعی شدم....
.... پی‌نوشت: لیست افتخارات طنزآمیزی که این روزها بلاگرها می‌نویسند چیزی فراتر از یک هجو یا طنز ساده و شوخی با شخص کوروش ضیابری است. همه ما از مجموعه رفتارهایی که کوروش ضیابری شاخص آن است به تنگ آمده‌ایم. کوروش ضیابری شاید یکی از بدترین نمونه‌های این نوع رفتار باشد ولی این رفتار تنها به او منحصر نمی‌شود. روزانه هزاران اسپم فارسی و غیر فارسی در نظرخواهی‌ها ثبت می‌شود و معضل اصلی بسیاری از سرویس‌دهنده‌های اینترنتی مبارزه با اسپم در نظرخواهی‌ها و به خصوص ایمیل‌ها شده است. همه ما روزانه با آدم‌های فراوانی در زندگی واقعی و مجازی روبرو می‌شویم که لیستی از افتخارات واقعی و غیر واقعی خود را پشت خود آویزان کرده‌اند و نه تنها دائماً آن را توی صورت ما می‌زنند، بلکه به پشتوانه آن به خود اجازه می‌دهند هر گونه توهین و رفتار زننده که می‌خواهند با ما داشته باشند. این اعتراض تنها به کوروش ضیابری نیست. همه‌ی کسانی که با خودپسندی و رفتار بدون نزاکت و لحن پرخاش‌جویانه با ما رفتار می‌کنند و همه آنها که به ما با بمباران اسپم‌هایشان توهین می‌کنند هدف این موج طنز آمیز هستند. به نظر من معنی این حرکت در پس ظاهر طنز آن تنها یک چیز است: "ما از رفتاری که توسط این گونه اشخاص با ما می‌شود خسته شده‌ایم و مایل نیستیم ادامه پیدا کند."خلاصه وقتی هر گونه تذکر یا نصیحت مودبانه به پرخاش شدیدتر و بیشتر شدن بمباران از جانب این افراد منجر می‌شود، تنها یکی از عکس‌العمل و برخوردهای منطقی که در مقابل این نوع رفتار می‌شود نشان داد همین به طنز کشیدن مودبانه آن است.

نهضت افتخارات همچنان ادامه دارد / افتخارات کورش ضیابری
....گفتيم تا بخشي ناگفته از افتخارات فجيع خودمان را كه گوش هر شيطاني را كر و زبان هر شيطاني را قاصر از تكلم مي‌سازد، بيان بنماييم، باشد كه يك سري سوژه‌ي جديد ساخته شود و...

لازم به ذكر است اين افتخارات كاملاً انحصاري هستند و شعبه‌ي ديگري ندارند! و البته يادتان نرود ما مثل هميشه در صدر هستيم و از فوران شديد اعتماد به نفس، اين مغزها و اعصاب است كه فوران مي‌زند!
رياست افتخاري و غيرمحسوس! انجمن بلاگرهاي افتخارآفرين ايران
ايده‌دهنده‌ي غيرمحسوس، نامحسوس و تمام‌محسوس بلاگرهايي كه صاحب افتخار هستند براي رو كردن افتخارات ناگفته، نگفته و گفته‌نشده‌شان!
كاشف استعدادهاي نهفته، خفته و آشفته‌ي بلاگرهايي كه فكر مي‌كردند هيچ استعدادي ندارند در حالي كه سرتاسر حركات و سكناتشان، افتخاري براي جهان بشريت محسوب مي‌شود
سرگرم كردن بلاگستان يخ‌زده و بيكار فارسي كه مدت زيادي بود سوژه‌ي داغ و باحالي براي شانتاژ و شلوغ‌بازي نداشت!
سپر بلا قرار گرفتن آماج تيرهايي كه از مغز و اعصاب بلاگرهاي خشمناك و عصباني مي‌گذشت و ممكن بود تلفاتي فراتر از جاني، مالي، اقتصادي و ورزشي به بار بياورد..........

افتخارات هاله / وبلاگ بخاری
دارای سابقه ی نوشتاری در ماهنامه مدرسه مان که به مدرسه راهنمایی بغل دستی هم چند نسخه ای می رسد.
سابقه نوشتن 8 نامه به مجله ی وزین آینده سازان....یک بار هم به دفتر تحریریه تلفن زده ام.
سابقه آشنایی با آقای جلال سمیعی از طریق آینده سازان.
اد کردن آیدی آقای جلال سمیعی در اد لیست.
مفتخر شدن به لقب «دخترم» از طرف آقای سمیعی در هنگام چت کردن....

افتخارات آرمان آریایی / فردای روشن
از آنجايی که تعدادی از وبلاگنويسان بنا داشته اند تا افتخارات بی شمار خود را به نگارش درآورند گفتم منهم چند خط قلم فرسايی کنم تا از قافله عقب نمانده باشم.
به دنيا آمدن در گرمترين ساعتِ گرمترين روز سال(اول تير هنگام اذان ظهر).
سوار هواپيما شدن در شير خوارگي.
خوردن پستانک تا دو سالگی.
مسافرت های متعدد با هواپيماهای بويينگ و ايرباس...

افتخارات / خیابان شماره 11
مسلط به زبان های زنده فارسی و انگلیسی و لری الیگودرزی
میتوانم ویندوز را بدون کمک کسی نصب نمایم
دایی من با خواننده لوس آنجلسی .طوفان. عکس دارد. (مربوط به ۳۰ سال پیش)
باجناق همسایه مان سفیر ایران در سودان است.

لیست افتخارات یک مریم / خواب زمستونی
مد شده تو وبلاگ ها از افتخاراتشون مینویسن! منم بی دعوت این کار رو میکنم چون به قول ایشون مگه من چی ام از دیگران کم تره؟!
لیست افتخارات من ( از خودتون ناامید نشین چون خواستن توانستن است ) :
متولد شدن با عیسی مسیح در یک روز.
رکورد دار جوان‌ترین شاگرد کلاس زبان در چند ترم متوالی.
تنها شاگرد زرنگ کلاس زبان که از زبان خوندن بدش میومد.
دارای ۲۴ جلد کتاب خونده نشده.....

من مفتخرم... / ارمغان زمان‌فشمی
یش ازآن که پرونده اشعارخواستگاری را باز کنم متوجه شدم نهضتی در وبلاگهای بروبچز شکل گرفته به نام "نهضت افتخارات" و همه دارند به بهانه طنزنوشتن، به خودشان و استخوان مرده هایشان افتخار می کنند!به من هم گفتند این کار رابکنم که با کمال میل پذیرفتم.مگر من چه چیزم ازبقیه کمتراست؟ هرچیزم هم که کمتر باشد، افتخاراتم کمترنیست!بنابراین من مفتخرم که:
توانسته ام به دنیا بیایم.
عموی پدربزرگم پزشک مخصوص ناصرالدین شاه بود.
دخترعمه پدربزرگم یکی از زنان ناصرالدین شاه بود.
شوهرعمه پدربزرگم پیشنماز تهران بود....

افتخارات آقا شاپور / کشکول جوانی
سلام .
جونم واستون بگه که هر کسی یه چیزی داره که بهش افتخار کنه .یکی خونه بزرگ ، یکی ماشین لوکس ، یکی سایت درست حسابی ، یکی زن و بچه ، یکی حامد !!!
ولی من هیچ کدوم از اینا رو ندارم . عوضش یه چیزی دارم که بهش افتخار کنم و اونم موتور سیکلتمه . اسمشو گذاشتم شاپور آقا . خلاصه اگه جایی دیدین که به جای استفاده از کلمه نامانوس موتور سیکلت می گم شاپور آقا بدونید منظور همون خوشگل خودمه .
قبل از اینکه شروع کنم افتخارات آقا شاپور رو بگم فقط میخوام بدونید که خیلی آقا شاپور حساسه . یه روز داشتم تو خیابون می رفتم یهو نیم متر رفتیم بالا و اومدیم پائین . بعد که اومدم پائین از آقا شاپور (مثلا شما نمیدونید من خوردم زمین) دیدم یه مورچه رفته زیر لاستیک موتور و ما این همه بالا پرت شدیم . خلاصه یه وقت فکر نکنید کم دنده و بلبرینگاش خرابه ها . اصلا فقط چون دیجیتالیه خیلی دقیقه .
افتخارات آقا شاپور (موتور سیکلت حامد خفن )
عدم بهره گیری از چراغ جلو و عقب و راهنما ( آقا شاپور از این قرتی بازی ها خیلی بدش میاد)
عدم وجود بوق و آینه ( ماشین عروس که نیست ، موتوره . هی بوق بوق راه بندازه که چی ؟)
دارای دو عدد خورجین در ابعاد دو گونی برنج ۵۰ کیلویی
با بیش از ۳۰ سال سابقه کار فعال و ۱۰ سال سابقه کار غیر فعال!.....

افتخارات حسن علی‌شیری / وبلاگ گزاره
جلال نازنینم، موجی در اهالی وبلاگستان انداخته که بیا و ببین! همه شروع کرده‌اند به نوشتن فهرست افتخاراتشان. من هم برای عقب نماندن از جماعت مفتخران و پیوستن به تالار افتخارات وبلاگستان افتخاراتم را در اینجا لیست کرده‌ام. باشد برای ثبت در تاریخ! (تازه بر خلاف خیلی از بچه‌ها بیشتر افتخارات من واقعی‌اند)
تولد در بیمارستانی که می‌گویند بچه‌ی دوم جمشید مشایخی هم در آن دنیا آمده
مسلط به زبان فارسی دری، انگلیسی میانه و گذراندن نه واحد زبان فرانسه بدون حتا حفظ کردن یک کلمه!
سرودن اولین شعر بی‌وزن و قافیه در سن سه‌ ساله‌گی و ملقب شدن به لقب «رویایی» توسط اهالی فامیل (در حالی که هیچ کدامشان یداله رویایی را نمی‌شناختند)
خواننده‌ی پیگیر و مداوم مجله‌ی «کیهان بچه‌ها» از سن 6 ساله‌گی (آن هم وقتی قیمتش 2 تومان بود و قدم به پنجره‌ی دکه‌ی روزنامه‌فروشی نمی‎‌رسید)
کلاس اول که بودم یک هفته‌ای تمام کتاب فارسی را خواندم.....

این افتخارات که گفتی یعنی چه؟ / اندیشه نو
بالاخره قرعه به نام ما افتاد تا شمه‌ای از افتخارات مباهانه‌ی اینجانب در دفتر افتخارات ایرانیان با جلال و شکوه فراوان ثبت و مهر شود. باشد که موجبات سربلندی و فخرآفرینی برای ایران و ایرانی باشد. آرشیو پرونده افتخارات
دارای موی سر بوررنگ فرفری فرم در ایام طفولیت.
قورت دادن یک عدد ماهی قرمز صید شده از تنگ در ایام طفولیت ایضاً.
متخصص در پرتاپ انواع اسباب بازی و لوازم آشپزخانه از طبقه‌ی هشتم.
خیس نکردن پوشک حتی یک‌بار.
اجرای کنسرت‌های متعدد در حمام بدون حضور مهمان.....

افتخارات سعید / کهنه حصیر
خوب اینم از افتخارات من:
تعارف کردن باقلی پخته به عزت‌اله انتظامی (اونم برداشت خورد!)
دیدن رضا کیانیان، دوبار!
ندیدن آنجلینا جولی، حتی یکبار!
آوردن رتبه 2002 کنکور در سال 1998.
گم نکردن کیف پول و دسته کلید تا این لحظه از عمرم!
غش کردن از بوی الکل 8 درصد!
استفاده از کرم صورت به جای خمیردندون در 20 سالگی.
گرفتن یک سوسک زنده با دست برهنه از داخل کیف خانم دوستم.
آمپول بازی نکردن در کودکی!....

افتخارات ماشنکا / قصه من قصه تو
من دوست ندارم ازین حرفا بزنم چون ریا میشه..ولی خوب همه گفتن منم افتخاراتمو میگم...
هم استانی بودن با ميرزاكوچك خان جنگلي و پرفسور رضا و پرفسور سميعي و هم وطن بودن با فردي مركوري و انوشه انصاري و اميد كوهستاني و پير اميديار... 1-به مدت 1-2 سال هر روز صبح سر صف دبستان به طرز بسيار پرشوري برنامه صبحگاهي و دعا و رازونياز اجرا مي كردم!..
شركت اجباري هر ساله در المپياد هاي علمي دوران ابتدايي به علت نبود هيچ داوطلب ديگردر مدرسه..
نفر اول شدن در المپياد در كلاس چهارم ابتدايي و باخبر نبودن از اين مطلب تا 1 سال بعد كه دختر عموم بهم گفت!
پيشنهاد كمك مالي بيشتر از طرف مادر به شرطي كه ناخن هامو بلند كنم و موهامو شونه بزنم...
ساختن جمله بسيار زيباي : عشق به پرسپوليس عشق به همه خوبيهاست".....

افتخارات ملا حسنی / ملاحسنی درکانادا
کشف قانون جاذبه از طريق پرتاب کردن یک سيب بهوا و سقوط آن بطرف زمين که درکتابهای فيزيک از آن بنام قانون نيوتن یاد میشود
از حفظ بودن شعر « يک توپ دارم قلقليه. ميزنيم زمين هوا ميره. نميدونی تا کجا ميره.....»
گواهينامه قبولی کلاس اول ابتدايی در شهريورماه با استفاده از قانون تک ماده و معدل ۱۰....

افتخارات مریم / وبلاگ مریمی
ساعت دو و نيم نصفه شب تو مكه تنهايي سوار تاكسي شدم.
در 24 سالگي با يك دختر 23 ساله فرانسوي رفتم سيستان بلوچستان.
تو مسجدالحرام جلوي شورتيا(مامورهاي عربستان)از كعبه عكس گرفتم.
خودم رو جوري به مظلوميت ميزنم كه همه فكر كنند حق با منه.
تو 5 سالگي پاهام رو 180 درجه باز ميكردم.
تو 6 سالگي از دوچرخه افتادم پايين سرم شكست...

افتخارات من / قرار وبلاگی
افتخار وبلاگنويسي به مدت 4-5 سال!
افتخار برگزاری قرار وبلاگی جشنواره وب
افتخار شرکت در چندين قرار وبلاگی همراه با گروههای مختلف وبلاگنويسان
افتخار دو بار خواستگاری وبلاگی متاسفانه ناموفق...

افتخارات من / از روزگار رفته حکایت
در راستای نوشتن افتخارات، لازم دیدم به جهت کم نیاوردن، من هم گوشه‌ای از افتخارات بی‌شمارم را بنویسم. تا به حول (شایدم هول!؟) و قوه الهی بتوانم به شما توفیق کنم.
به علت فوران احساسات میهن پرستانه، در ایران به دنیا آمدم، با اینکه فرصت‌های انتخاب بی‌شماری پیش رویم بود.
تسلط کامل بر زبان فارسی از همان ایام طفولیت
دریافت ده‌ها لوح افتخار(از آفرین تا صد آفرین) از معلم دبستان
در خانه کامپیوتر دارم.....

افتخارات مژگان / نی‌نی جون
ای بابا مونده بود که نوشتن افتخارات آدم مد بشه که اونم شد! خب حيفه که منم شما رو از شنيدن اين همه افتخار مستفيض نکنم و یه گوشه ای از اونا رو اينجا به ثبت نرسونم .....اصلا انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
به دنيا اومدن درروز بزرگداشت کودتای ۲۸ مرداد
همبازی شدن با پسرا دردوران کودکی
بازی نکردن بازيه به نام خاله بازی
درست کردن يه شامپو با بستنی يخی وامتحانش رو سر دختر همسايمون
انتخاب شدن برای تقليد صدا تو کانون پرورشی
اولين کسی که گوزيدن بدون دست واختراع کرد.....

افتخارات من / ماهی دودی
مخترع زبان بکتاشی هستم
بسادگی میتونم بین مسائلی که در ظاهر کوچکترین ارتباطی با هم ندارن ارتباطی عمیق و مستحکم برقرار کنم!
از تیریپ استعدادای درخشان خوشم میومد اما هم پنجم دبستان هم سوم راهنمایی برای آزمونش خواب موندم
مادر بزرگم خان زاده بود
کاشف معقوله "دیالوگ تخریبی" در ادبیات هستم و در گسترش و پروشِش هم زحمات زیادی کشیدم.....

افتخارات من / یادداشت‌های یک اطلاع رسان
اخیرا نهضت افتخار نویسی در بلاگستان به راه افتاده و من هم تصمیم گرفتم که افتخارات زندگیم رو اینجا قرار بدم . همین جا به سایر
دوستان و بویژه دوستان کتابدار توصیه می کنم اونها هم زود بجنبند و افتخارات زندگیشون رو منتشر کنند .
در همان بدو تولد رکورد تپل ترین بچه ی فامیل رو شکستم
در هفت سالگی به مدرسه رفتم!
هیچ گاه از واکسن نهراسیدم.
به نظر یکی از معلمای ریاضیم باید یک دانشمند ریاضی می شدم.
در الپیاد ریاضی نمره منفی گرفتم!.....

افتخارات من / وبلاگ هیولا
خبر رو اول از اینجا خودندم و بعد دیدم که اوووه، این یه هفته‌ای که ما مسافرت بودیم چقدر همه دارن افتخارات زندگیشون رو می‌نویسن! مام آب دستمون بود پرت کردیم یه ور و کیبورد به دست نشستیم به تایپیدن که از قافله عقب نیوفتیم. تا اینجا که دیدم قضیه از اینجا آب می‌خوره ولی همسایه طبقه بالایی‌هامون می‌گفت که خودش همین امروز توو صف شیر با همین دوتا گوشای خودش شنیده بود که اقدس خانوم بازم با دوتا گوشای خودش از کتی جون شنیده که به بهترین لیست افتخاراتی که نوشته بشه جایزه یه Rio می‌دن.
مقدمتاً عرض کنم که مسلمه همه ما تا حالا یه گندهایی توو زندگیمون زدیم و قرار نیست الان به اونا اعتراف کنیم، بلکه وقت اونه که به گل‌هایی که توو زندگی کاشتیم بنازیم، پس برو بریم که نوشتن افتخارات از حقوق مسلم ماست:
در اینجا به دنیا نیامدم! چون مادرم اهل اینجا نیست! و زادگاهم Daegu در کُره جنوبی است (همون شهری که یه استادیوم خیلی خوشگل و باصفا! داره و چنتا بازی حساس جام جهانی 2002 هم اونجا برگزار شد). شایدم برای همین باشه که هیچ وقت احساس نمی‌کنم کاملاً ایرانی هستم.
در سن 12 سالگی و پایان دوران مدرسه از چادر متنفر شدم.
درس خوبم همیشه عامل نجاتم در مقابل شیطنت‌هایی که در مدرسه می‌کردم بود.
انسانهای زرنگ از ردیف 17 و 18 و با استفاده از رابطه تعددی می‌تونن یه نتیجه اخلاقی بگیرن.
* آنتراکت بدم خسته نشین:
هر کی گفت این یارو گوسفنده چند بار از روی نرده می‌پره؟ خودم بهش یه Rio می‌دم :D.....
!!
خب برگردیم به موضوع، تا کجا پیش رفته بودیم؟ آها شماره 25 بودیم:....

افتخارات من / یک مرد
عطف به اینکه اینروزها هر کس از خانه قهر می کند لیست افتخاراتش را منتشر می کند و عطف به اینکه ما هم با خانه قهریم لذا لیست افتخارات ما به این شرح اعلام می گردد(این لیست قابل آپدیت شدن می باشد):
- اجرای کنسرت های شجریان؛ ناظری؛ برایان آدامز و ... به دفعات هنگام رانندگی و در حمام- 25 سال زندگی شریف بدون عاشق شدن؛ معشوق بودن؛ شکست عاطفی یا هر کوفت دیگر- انجام عمل تقلب در کلیه امتحانات؛ حتی کنکور؛ پس از دوم راهنمایی (امتحانات اپن بوک استثنا می باشند)- دیدار از فاصله نیم متری با یکی از بزرگترین سفاکان قرن؛ صدام (در شهر کربلا)- عدم داشتن معدل بیست در طول زندگی (حتی اول دبستان)...

افتخارات من / وبلاگ سیاه،‌ آبی، سفید
افتخار نثار نمودن انواع و اقسام فحش هاي آبدار به سلطان علي دايي در راستاي نهادينه نمودن ايشان
افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی برزیل در سن ۱۰ سالگی در مسابقات فوتبال کوچه های خیابان کوکب واقع در خیابان ستارخان، بین باقرخان و پاتریس لومومبا. پذیرایی به صرف شیرینی و شام. حضور شما سردران گرامی موجب شادی روح آن مرحوم و تسلّی خاطر بازماندگان خواهد شد.
یه بار وسط هفته، از سر امیرآباد شمالی اومدم تا جنت آباد و بعدش از جنت آباد رفتم تا سر میرداماد و ۲۲ دقیقه طول کشید، از ساعت ۲۰:۵۰ تا ۲۱:۱۲ اونم با پراید...

Dont care a rap / افتخارات النا
طبق معمول من از خواب زمستانی بیدار شدم و تازه چشمم به لیست افتخارات افتاد...
افتخارات علمی، فرهنگی:
داشتن ید طولا در افتادن دروس فیزیک دبیرستان!
بردن کادوهای فراوان برای معلم شیمی سال اول دبیرستان.
دو سال ماندن پشت کنکور با پروئیه تمام.
داشتن حدود 50 کتاب تست مخصوص علوم‌تجربی و ریاضی از کانون و آیندگان و گاج و... با رنگ‌ها و طرح‌های مختلف.
دو سال عضویت دائم و حضور پررنگ در آزمون‌های کانون فرهنگی آموزش!...


مطالب مرتبط:
اکس پارتی
دو کلمه سرگشاده و راحت با کورش ضیابری
طنز، اهانت یا توهین خانوادگی؟
پژوهشی کوچک در اجتماع وبلاگستان
یک پیشنهاد انقلابی برای کورش ضیابری
شکایت از که کنم / گوشزد
ليست افتخارات سلبريتى‌هاى مجازى! +
روزی که وبلاگ‌ستان حقیر بود
من متحول شدم... / ایمان امروز
نقد یا توهین؟ / وبلاگ مهرواژ
...این فایل صوتی برخلاف نوشته ی قبلی آقای منصور نه تنها خنده ای را بر لب نمی نشونه بلکه رو لبها خشک می کنه!

**در وبلاگ هنوز، تکذیبیه‌ای نوشته شده است که جهت اطلاع از چند و چون آن،‌ کامنت‌های همین مطلب (افتخارات) را مرور کنید.


بایگانی‌های دیگر:
وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا
وبلاگستان در یکصدمین سالروز تولد شهریار
وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی
وبلاگستان و توقیف روزنامه شرق
وبلاگستان فارسي و سالگرد فاجعه يازدهم سپتامبر
بازتاب‌های سفر آقای خاتمی به آمریکا در وبلاگستان
وبلاگستان و سانحه هواپیمای توپولوف در مشهد
وبلاگستان و آزادی رامین جهانبگلو

Labels:

وبلاگستان و یکصدمین سالروز تولد شاعر شهیر ترک‌زبان، شهریار

بایگانی آینده: وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا
بایگانی قبلی: وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی


شهریار واقعی / بهنود دیگر
این روزها به روزهای بزرگداشت استاد شهريار شاعر شيرين پارسی اختصاص دارد. تجليل از وی که از نسل غزلسرايان بزرگ ايران است، عملی است سزاوار. و چه تلخ است که در هياهو غلبه سياست و سياست بازی بر ذهن وفکر بخش عمده ای از جامعه، هر کس به بهانه ای خود را از بزرگان اين قافله محروم کند....
...اين آذری زبان که وصف حيدربابايش را از زبان آذربايجانی های معتبر و عالم شنيده ايم، در زبان فارسی که زبان اول و مادری وی نبود، شاهکارها باقی گذاشت که ماندنی است....

به‌یاد شهریار / وبلاگ مرد تنها
...برام خیلی جالبه وبلاگستان برای اوریانا فالاچی ضد اسلام این طور عزاداری می کنند اما شهریار عزیز اینطور مهجور باشه!اوریانا فالاچی نویسنده ی بزرگی هست شاید خیلی بزرگتر از شهریار اما ...........در وطن غریب بودن درد دیگریست !سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ تا ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی داشت....

از شهریار، چه مانده در کف غربال؟ / روی شیروانی داغ
علی اصغر شعردوست، نماینده‌ی سابق تبریز که معروف است تنها کاری که در مجلس کرد پیشنهاد طرح انتخاب سال‌روز تولد شهریار به عنوان روز ملی شعر و ادب بود! در باب دلایل این انتخاب فرموده‌اند...
.دلیل نوشتن این پست اعتراض به انتخاب سال روز تولد شهریار به عنوان روز ملی شعر نیست. اگر دوران این دوران نبود جا داشت پرسیدن این سوال از امسال آقای شعر دوست که گیرم شما شهریار را شاعر ملی کردید، چه حاصل وقتی که ابیاتی که از او جاخوش کرده در ذهنمان شاید تعدادشان به تعداد انگشتان دو دست نرسد!....

خواب جالب آیه الله نجفی مرعشی در مورد شعر شهریار وبلاگ از همه رنگ
خوب در بلاگستان فارسی دیدم که گرچه وب نویسان ایرانی نوشته های بسیاری در رسای اوریانا فالاچی خبرنگار فقید ایتالیایی نوشتند ولی کمتر در مورد شهریار و بزرگداشت او مطلبی عرضه کردند. در فکر بودم که مطلبی در این باره بنویسم بیاد ماجرای خواب ایه الله نجفی در مورد شعر شهریار افتادم. شاید برای شما تکراری باشد ولی حداقل بهانه ای است که یادی از ان شاعر پراوازه معاصر ایرانی بکنیم....

روز شعر و باز تکرار /کوپه شماره هفت
من نمی دونم کجای دنیا رسم است که شاعر «ملی» ـ تاکید می کنم روی این واژه چون خیلی مهم است ـ شاعر ملی مملکت شعر و غزل را دولت مشخص کند. هیچ فکر کردیم معیار این انتخاب چه بوده است. صرف این که زمان مطرح شدن این مسئله رئیس کمسیون فرهنگی مجلس تعلق خاطر خودش را نسبت به یک شاعر نشان بدهد کافی است تا شاعر شاعر ملی باشد؟!...

گفت وگو با علی اصغر شعردوست / وبلاگ شعر‌شناسی
با علی اصغر شعردوست در یكی از بعدازظهرهای گرم تابستانی و در دفتر كارش در خیابان وزرا گفت وگو كردیم. شعردوست كه دلیل اصلی انتخاب روز ملی شعر ایران به نام «شهریار» بود، طی چند سال گذشته مخاطب آرا و نظرهای موافق و مخالف در این باب بوده است. همین قضیه باعث شد تا در این گفت وگو از او بخواهیم دلایل و چگونگی نامگذاری روز ملی شعر به نام شهریار را روایت كند...

استاد سید محمد حسن شهریار / وبلاگ حیدربابا
دانلود صدای استاد شهریار و شعر حیدربابا یه سلام...

روز شعر و ادب ایران-روز شهریار / وبلاگ ساوالان
تابستان را به پایان می رسانیم و می خواهیم وارد پاییز قشنگ شویم .
اما قبل از وارد شدن به پاییز قشنگ،سه روز قبلش یک اتفاق بزرگ در تاریخ(ادبیات)ایران رخ داده است و آن وداع بزرگمرد تاریخ ادبیات،شهریار،با دنیای فانی است.
شهریار با شعر و دنیا وداع گفت و چند سال بعد به پیشنهاد نماینده تبریز روز وفاتش به عنوان روز شعر و ادب ایران انتخاب شد...

شعری زیبا از شهریار / وبلاگ دختری از ماکو
توی این پست میخوام یه شعر از شهریار بذارم که خودم عاشق این شعرم.یه شعر ساده و بی آلایش در مورد مادربزرگش که توی هفتاد سالگی این رو گفته.اول خواستم ترجمه ش رو هم بذارم ولی هر چی ترجمه کردم دیدم نمیشه. شعر ترکیش قشنگه.یعنی اصطلاحای ترکیش ساده هستن.ولی شاید اونایی که ترکی بلد نیستن هم یه کم متوجه بشن....

در وصف پادشاه سخن آذربایجان استاد شهریار / وبلاگ زن متولد ماکو
ديوان شعرنغز ترا هر که ديده
استاشک شعف ز روزن چشمش چکيده است
در لابلاي دفتر خلاق شعر تو
عشق و وفا، مهروصفا آرميده است
گشتي بنام و نام تو ثبت جريده شد
صد آفرين به آنکه تو را آفريده است!....

به‌یاد استاد شهریار / وبلاگ بهانه‌هایی برای بودن
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا...

به مناسبت صدمین سالگرد ولادت استاد شهریار / دانشجویی از پیام نور
جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را
نجستم زندگانـــي را و گم كـردم جواني را...

استاد شهریار / تاریخ،‌ عرفان، ‌مذهب، ‌زن
به مناسبت صدمین سالگر تولد استاد شهریار
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

خان ننه (شهریار) / وبلاگ شهرستان جلفا
بمناسبت صدمین سال تولد استاد سخن خالق حیدربابا
خان ننه هایاندا قالدین....

بزرگ‌داشت استاد شهریار / وبلاگ رهگذر اسکریپت‌های ایذایی در این لینک فراوان است!!
تقديم به طرفداران شعر و ادب فارسي، به مناسبت روز بزرگداشت استاد شهريار
امشب اي ماه به درد دل من تسكيني
آخر اي ماه تو همدرد من مسكيني
كاهش جان تو من دارم و من مي دانم
كه تو از دوري خورشيد چه ها مي بيني

سید محمد حسین بهجت تبریزی / کودکان فردا برای رسیدن به محتوای این لینک، موانع زیادی سرراه شما قرار دارد!!
او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود...

حیدر بابا دونیا یالان دونیادی / درمراتب ازتبتل تافناپله پله تاملاقات خدا
این شعر ترکی از پادشاه شعر ایران . که روز شعر وادب فارسی . به نام ایشان نامگذاری شده . زنده یاد محمد حسین شهریار میباشد. البته ما از ایشان اشعار فارسی بسیار زیادی تو کتابهای دانشگاهی و درسی . و مجلات و غیره دیده ایم. که (علی ای همای رحمت ). یکی از اشعار فارسی ایشونه.
اما شعر ترکی ایشون که کمتر بهش پرداخته شده بسیار شیواتر و عمیق تر و فلسفی تر از اشعار فارسی این شاعر توانمند است...

بایگانی‌های دیگر:
وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا
وبلاگستان در یکصدمین سالروز تولد شهریار
وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی
وبلاگستان و توقیف روزنامه شرق
وبلاگستان فارسي و سالگرد فاجعه يازدهم سپتامبر
بازتاب‌های سفر آقای خاتمی به آمریکا در وبلاگستان
وبلاگستان و سانحه هواپیمای توپولوف در مشهد
وبلاگستان و آزادی رامین جهانبگلو

Labels:

وبلاگستان و سفر خانم انوشه انصاری به فضا

بهای یک رویا
وبلاگِ نوشتن سرنوشت من است
آدم‌هایی که رویاهای بزرگ دارند و زندگی‌شان در رسیدن به رویاهایشان (افسانه‌ی شخصی‌شان) معنا پیدا می‌کند، همیشه برای من قابل احترام بوده‌اند. و انوشه انصاری (نخستین ایرانی و نخستین زنِ گردشگر فضایی) با نوشته‌ی زیر که در وبلاگش گذاشته، نشان داده که یکی از این آدم‌ها است...
شما حاضرید چقدر برای تحقق رویاهای خود بپردازید؟ آیا رویایتان ارزش حقوق یک ماه شما را دارد؟ یا شاید حقوق یک سال؟ شاید بهایآن به اندازه پس‌اندازی باشد که برای دانشگاه فرزندتان کنار گذاشته‌اید. آیا به اندازه تمام حقوق بازنشستگی شما می‌ارزد؟ به از دست دادن عضوی از بدنتان چه طور؟ آیا ارزش آن را دارد که برای آن بمیرید؟

قیمت واقعی یک رویا به راستی چقدر است؟من جوابی برای این پرسش ندارم اما گمان می‌کنم پاسخ این پرسش برای هر شخصی متفاوت باشد. برای خود من ، همیشه آماده بودم و هنوز هم هستم که زندگی خود را در بهای تحقق رویاهایم بپردازم.یک بار شخصی از من پرسید :«آیا اگر بدانی تمام مراحل سفری که پیش رو داری با خطر همراه است، بازهم ادامه می‌دهی؟» و من به او پاسخ دادم من حتی اگر می دانستم که این سفر هیچ بازگشتی ندارد و یک بلیط یک طرفه خواهد بود، لحظه‌ای در سفر خود تردید نمی‌کردم. به هر حال برای آژانس فضایی روسیه چیزی که مهم است پولی است که پرداخت می‌کنم و زندگی من در درجه دوم قرار دارد اما به هر حال من این سفر را انجام خواهم داد.

اما پول من از کجاآمده است؟ به شما می‌گویم. از کار سخت، از ریسکهایی غیر قابل باور و فداکردن بسیاری از چیزها که من و خانواده‌ام برای به دست آوردن هدف مشترکمان از دست دادیم.

آیا ما حق داریم با پولی که به دشواری به دست آورده‌ایم چنین کنیم؟
من فکر کنم این اجازه را داشته باشیم!
اما آیا این به آن معنی است که من نسبت به آنچه در جهان اطرافم می‌گذرد بی تفاوت هستم و به آنها اهمیت نمی‌دهم؟
خوب اگر چنین فکری می‌کنید بد نیست بیشتر مرا بشناسید و خودتان تصمیم بگیرید.....



انوشه انصاری به شما هیچ ربطی نداره! فهمیدین؟!
این روزا بحث همه‌ی برنامه‌های تلویزیونی از برنامه کودک عمو پورنگ گرفته تا بحث پزشکی شبکه ۴ و… فقط شده خانم انوشه انصاری، اولین فضانورد ایرانی!
من کاری به اینکه خانم انصاری می‌خواد بره فضا و این چیزا ندارم، اما اینا یه طوری ازش صحبت و تعریف می‌کنن انگار دست‌پرورده‌ی ایناست! انگار تو این مملکت به اینجا رسیده!....
...اگه خانم انصاری تو ایران بود شاید...

با درنظر گرفتن پرچمى که انوشه انصارى شهروند ايرانى- آمريکايى روى بازوى راست خود دارد (پرچم آمريکا هم به بازوى چپ است البته) و قرار است تا چند روز ديگر با سايوز به ايستگاه فضايى بين‌المللى برود، گمان کنم تعداد پرچم هاى کشور عزيز و سرافراز ما ملت وطن‌پرست ايران نه تا شده باشد:...
...حالا تو در مطلق آرامش، در بی‌وزنی‌ی دل‌انگیز و گاهی چندش‌آور، فارغ از جاذبه‌ی زمین و زمان به‌ چی می‌اندیشی، انوشه؟...

اولین فضا نورد ایرانی / وبلاگ بیست و یکم مهر
...سفینه سایوز در ایستگاه بین المللی فضایی در 350 کيلومتری زمین مستقر خواهد شد.
خانم انصاری جایگزین دایسوکه انوموتو بازرگان ژاپنی شده است که در آزمایش های پزشکی آژانس فضایی روسیه برای پرواز به فضا ناکام ماند. آقای انوموتو برای سفر توریستی خود به فضا مبلغ 20 میلیون دلار پرداخته بود...

ایرانی می تواند، اگر ما مجبورش کنیم! / وبلاگ چند کوچه بالاتر
...آیا با همه این زمینه ها که حتی یک عدد و رقم مرتبط به ایرانی بودن ایشون به چشم نمی خوره و تا زمانی که خود ایشون نخواستن ما چطور می تونیم از کار و هدفش در راستای منافع ملی یاد کنیم؟جالب اینجاست که وب سایت دانش فضایی با آب و تابی فراوان به این موضوع می پردازد تا جایی که کم مانده اعلام کند انوشه انصاری نماینده جمهوری اسلامی در فضاست و نیز آرزو میکند که این سفر الگویی باشد جهت علاقمندی فرزندان ایران به علوم فضایی:...
چند دقیقه پیش خانوم انوشه انصاری به عنوان اولین "ایرانی "به فضا رفت ...لحظه قشنگی بود پر از حس های متفاوت ، آرزو ،اشتیاق ،امید ،کمی حسرت و...این قشنگترین لحظه ایست که ممکنه برای کسی اتفاق بیافته ،این که آرزوهایی که در زمان کودکی "یک آرزوی غیرممکن "به نظر می رسیدند،درحالی محقق شوند که همه دنیا و مخصوصا مردم میهنش با اشتیاق نظاره گر آن لحظه اند ...لحظه ی نابیست ...


بایگانی‌های دیگر:
وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی
وبلاگستان و توقیف روزنامه شرق
وبلاگستان فارسي و سالگرد فاجعه يازدهم سپتامبر
بازتاب‌های سفر آقای خاتمی به آمریکا در وبلاگستان
وبلاگستان و سانحه هواپیمای توپولوف در مشهد
وبلاگستان و آزادی رامین جهانبگلو

Labels: